فرهنگ عاشورا  / عزت حسینی

چكیده

ما در این مقاله ابتدا به مفهوم شناسی واژه «عزت» در فرهنگ لغت و آنگاه به جست‌وجوی معانی این واژه در فرهنگ قرآنی می‌پردازیم و كاربردها و موارد استعمال گوناگون عزت را در آیات قرآنی و نیز راه‌های دستیابی به عزت از دیدگاه قرآن را مورد بحث قرار می‌دهیم و سپس وارد بحث اصلی مقاله كه همان « عزت حسینی » در فرهنگ عاشورا بود، می‌شویم و با استناد به خطبه ها، نامه ها و سروده های آن حضرت،  جلوه های گوناگون عزت در عاشورا و نیز پیام‌های تربیتی این واژه مقدس را برمی‌شماریم.

آنچه از این مقاله استنتاج می شود این است كه هر مكتب تربیتی برای تربیت انسان‌ها راه و رسمی را بر می گزیند و در مكتب حسین بن علی ( ع )، اساس تربیت انسان‌ها عزت مداری و زندگی همراه با عزت و شرافت انسانی است. انسانی كه در این مكتب پرورش می یابد، فلسفه مرگ و حیات را به زیباترین شكل آن دریافته و در هر شرایطی بر حفظ عزت پافشاری و مرگ با عزت را بر زندگی همراه با لذت و خواری ترجیح می دهد و هرگز حاضر نمی شود یك لحظه زیر بار حرف زور و ذلت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بار برود. او « قتیل العزه » نامیده شد تا درس سازش ناپذیری و روح عزتمندی را به پیروانش منتقل سازد.

مفهوم شناسی عزت

مفهوم  عزت  به گفته راغب اصفهانی در كتاب وزین « مفردات القرآن » به معنای آن حالتی است كه انسان را مستحكم و شكست‌ناپذیر می سازد و نمی گذارد آدمی در پیچ و خم زندگی، مقهور عوامل درونی و بیرونی شده و شكست بخورد. به همین جهت، زمین صفت و سختی كه نفوذ پذیر است « ارض عزاز » می گویند و به چیزی كه وجودش كمیاب باشد، « عزیز الوجود » می گویند. مثلا به گوشت نایابی كه نمی توان به آن دست یافت « تعزز اللحم » می گویند و نیز به كسی كه پرصلابت است و هرگز مقهور كسی نمی شود « عزیز » می گویند.

در قرآن كریم نیز واژه « عزت » هم در معنای فوق به كار رفته است. مانند : « فان العزه لله جمیعا » (نساء /139 ) یعنی شكست ناپذیری و قاهریت تنها از آن خداوند است و هم به معنای « صعوبت و سختی » بكار رفته است. مانند « عزیز علیه ما عنتم » سخت و گران است بر او رنج شما و علاوه بر معنای « غیرت و حمیت » نیز آمده است. مانند « بل الذین كفروا فی عزه و شقاق » بلكه آنها كه كافر شدند گرفتار غیرت هستند و همچنین در معنای « غلبه و سیطره » نیز بكار برده شد. مانند : « و عزتی فی الخطاب » یعنی در سخن گفتن بر من غلبه كرد.

عزت در قرآن

واژه عزت 92 بار در قرآن تكرار شده و یكی از اسماء حسنی خداوند «عزیز » است.

قرآن كریم تمام عزت را تنها از آن خداوند می داند « و الله العزه جمیعا » و عزیز واقعی را فقط خداوند می نامد و بس، زیرا تنها موجود قاهر و شكست ناپذیر این عالم كه مقهور چیزی نمی شود، فقط خداوند است و سایر مخلوقات بخاطر فقر ذاتی و محدودیتشان قابل شكست می باشند و چون تمامی عزت از آن اوست، لذا همه مخلوقات می بایست مقام عزت را تنها از او مطالبه نمایند تا سهمی از عزت نصیب آنان نماید. « من كان یرید العزه فلله العزه جمیعا » همانطوری كه همین كار را با ایمان آورندگان انجام داده و سهمی از عزتش را به آنان عطا فرمود : « و لله العزه و لرسوله وللمؤمنین » عزت خاص خداوند و رسول او و مؤمنین است.

اگر پیامبر و مؤمنین عزیزند، این عزت را در پرتو عزت خداوند كسب نموده اند، زیرا بندگی و اطاعت از خداوند عزیز، عزت آفرین است. لذا در حدیثی از پیامبر اكرم نقل شده است كه فرمود : « ان ربكم یقول كل یوم انا العزیز، فمن اراد عز الدارین فلیطع العزیز » پروردگار شما همه روزه می گوید : منم عزیز و هر كس عزت دو جهان خواهد ، باید اطاعت عزیز كند.

در آیه دیگری نیز عزت و ذلت انسان را به دست خدا می داند و می فرماید : « الذین یتخذون الكافرین اولیاء من دون المؤمنین ایبتغون عندهم العزه فان العزه لله جمیعا » آنان كه به جای مؤمنین، كفار را ولی و دوست خود بر می گزینند و عزت خود را در نزد آنها جستجو می كنند، این را بدانند كه عزت تنها به دست اوست.

عزت حقیقی و جاودانه، عزت خداوند و پیامبر و مؤمنان است و عزتی كه كافران از آن بهره مندند، « تعزز» است نه عزت، یعنی در حقیقت ذلت و خواری است. چنانكه رسول اكرم ( ص ) فرمود : « كل عز لیس بالله فهو ذل » هر عزتی كه از خدا نیست ذلت است.

در آیه دیگر راه دستیابی به عزت و نیز راه ذلت و زبونی را بیان فرمود : « من كان یرید العزه فلله العزه جمیعا الیه یصعد الكلم الطیب و العمل الصالح یرفعه » راه عزت تنها ایمان و عمل صالح است و غیر از این راه، ذلت و خواری است : « ان الذین اتخذوا العجل سینالهم غضب من ربهم و ذله فی الحیوه الدنیا» لذا بنی اسرائیل را كه از راه ایمان و عمل صالح فاصله گرفته اند، به عنوان افرادی كه ذلیل شده اند نام می برد : « ضربت علیهم الذله و المسكنه »

پس هر كس كه از راه عبودیت و بندگی خدا عزت را جست‌وجو نماید، قطعاً به عزت حقیقی دست خواهد یافت. « فانه قد تكفل باعزاز من اعزه » خداوند عزت بخشیدن هر كه او را عزیز دارد بر عهده گرفته است.

اساساً فرهنگ قرآنی انسان مسلمان را از پذیرفتن هر نوع ذلت و خواری، تسلیم فرومایگان شدن، اطاعت از كافران و فاجران نهی می كند، تا آنچه كه حتی در فقه ما، یكی از موارد جواز تیمم با وجود آب، آنجاست كه اگر انسان بخواهد از كسی آب بگیرد، همراه با منت، ذلت و خواری باشد، در اینجا نمازگزار می تواند به‌جای وضو تیمم نماید تا ذلت طلب آب از دیگری را تحمل نكند.

اگر در قرآن كریم، تمسخر و تحقیر دیگران، فحش و ناسزاگویی، منت گذاشتن و امثال آن ممنوع شده است، همه برای آن است كه عزت و كرامت انسان‌ها در هم نشكند و این كه بر اساس آداب اسلامی انسان مسلمان حق ندارد نقاط ضعف، عیوب و گناهان خود را نزد كسی افشا و اظهار نماید،  به خاطر حفظ عزت نفس است.

اگر قرآن می فرماید عزت خواستن از غیر خدا ممنوع است ( ایبتغون عندهم العزه ) و نیز تعریف و تمجید ستمگران از گناهان كبیره شمرده شده است، به‌خاطر این است كه افراد ناشایست عزیز نشوند و افراد شایسته ذلیل نگردند.

در بینش اسلامی ریشه همه زشتی‌ها، ستمگری، تبهكاری و گناهان « ذلت نفس » معرفی شده و بهترین راه اصلاح این امور نیز عزت بخشی به جامعه اسلامی و عزت آفرینی در افراد جامعه است. امام علی ( ع ) می فرماید : « من هانت علیه نفسه فلاترج خیره » كسی كه گرفتار پستی و ذلت نفس باشد، به خیرش امیدی نداشته باش. امام صادق ( ع ) در روایتی فرمود : « ان الله تبارك و تعالی فوض الی المومن كل شی الا اذلال نفسه » خداوند همه امور را به خود مؤمن واگذار نمود جز آنكه خود را به ذلت و خواری بكشاند.

لازم به ذكر است كه در فرهنگ قرآن عزت بر دو گونه است :

الف ـ عزت ممدوح و شایسته، چنانكه ذات پاك خدا را به عزیز توصیف می كنیم.

ب ـ عزت مذموم و آن نفوذ ناپذیری در مقابل حق و تكبر از پذیرش واقعیات می باشد و این عزت در حقیقت ذلت است !

« و اذا قیل لهم اتق الله اخذته العزه بالاثم فحسبهم جهنم و لبیس المهاد ».

قرآن برای بیدار ساختن این مغروران غافل، از تاریخ و سرنوشت اقوام متكبر مثال می آورد. « و كم اهلكنا من قبلهم من قرن ».

« عزت » در فرهنگ عاشورا 

عزت به عنوان یك خصلت متعالی نفسانی و به معنای نفوذ ناپذیر بودن، صلابت نفس، شكست ناپذیری، مقهور عوامل بیرونی نشدن، كرامت و والایی روح انسانی در مقابل واژه ذلت قرار دارد كه به معنای تن به پستی و دنائت دادن، ستم پذیری، زیر بار منت رفتن و تحمل سلطه باطل است.

از زیباترین خصلت ها و روحیاتی كه در عاشورا تجلی نمود، جلوه های گوناگون  عزت  بود. دودمان بنی امیه می خواستند ذلت بیعت با خویش را بر حسین بن علی ( ع ) تحمیل نمایند. ولی روح بلند حسین( ع) و یارانش این ذلت و فرومایگی را تحمل ننمود و فریادبرآورد كه : « لا اعطیكم بیدی اعطاء الذلیل » هیچ‌گاه همانند انسان‌های پست و ذلیل، دست بیعت با شما نخواهم داد.

امام ( ع ) در یكی از شورانگیزترین سخنانش در كربلا فرمود : « الدعی و ابن الدعی قدر كزنی بین اثنتین، بین السله و الذله، هیهات منا الذله » یزید بن معاویه مرا میان كشته شدن و ذلت مخیر نمود، ولی من هرگز جانب ذلت و خواری را نمی گیرم. بعد در ادامه فرمود : این را خدا و رسول و دامان پاك عترت و نفوس با عزت نمی پذیرند. من هرگز اطاعت از ستمگران را بر شهادت عزت بخش ترجیح نخواهم داد. به خدا قسم آنچه را از من می خواهند، نخواهم پذیرفت ( ذلت و خواری را ) تا اینكه خدا را آغشته به خون خویش، دیدار نمایم.

این سخن بلند و حیات بخش اوست كه در رجز خوانی های روز عاشورایش می فرمود : « الموت اولی من ركوب العار » مرگ نزد من از ننگ وخواری برتر است و باز می فرمود : « مرگ با عزت از زندگی همراه با ذلت برتر و بالاتر است » و در دعاهای بلندشان به ما آموختند كه چگونه طلب عزت نماییم : «خداوندا مرا در نزد بیگانگان عظیم و عزتمند و در نزد مؤمنین بزرگوار و در نزد خودم حقیر و بدور از تكبر گردان.  » در دعای روز عرفه، از فرزندش امام سجاد ( ع ) می خوانیم : « خدایا مرا نزد خودم حقیر گردان و نزد مردم عزیز گردان و بین بندگان خود رفعت بخش. »

در فرهنگ عاشورا آموختیم كه اگر دستیابی به عزت راهی جز مرگ و كشته شدن نداشته باشد، باید این راه را پیمود تا به ساحل شرافت و عزت برسیم. لذا امام ( ع ) پس از برخورد با سپاه حر فرمود :

« من از مرگ باكی ندارم، مرگ راحت ترین راه برای رسیدن به عزت است. مرگ با عزت، حیات ابدی است و زندگی لذت بار، مرگ واقعی است. آیا مرا از مرگ می ترسانید ؟ چه خیال باطلی، هرگز از ترس مرگ، ظلم و ذلت را تحمل نمی كنم. درود بر مرگ در راه خدا. شما با كشتن من نمی توانید شكوه و عزت و شرافت مرا از بین ببرید، هیچ هراسی از مردن ندارم. »

امام حسین ( ع) این روحیه زیبای عزتمند را به اصحاب و یاران و فرزندانش نیز منتقل نمود. لذا می بینیم قاسم بن الحسن در آن بیان زیبایش می گوید :

« وقتی زمامداران نظام ما افراد فاسدی همچون یزید و ابن زیاد باشند، در این صورت مرگ برای من از عسل شیرین تر و زندگی با ستمگران مایه ننگ و خواری خواهد بود. »

و برادرش عباس بن علی ( ع) پذیرفتن امان نامه ابن زیاد را ننگ و ذلت ابدی تلقی نموده و به شدت رد می نماید. در صورتی كه اگر می پذیرفت جان سالم به‌در می برد، فریاد برآورد : مرگت باد ای شمر ! نفرین خدا بر تو و امام تو باد. از من می خواهی كه زیر بار ستم و ذلت تو بروم و از یاری امامم دست بردارم ؟

امام ( ع ) در آخرین لحظات وداع نیز خطاب به كودكان خردسالش فرمود :

« پس از من دشمن شما را اسیر می كند، ولی هرگز ذلیل نمی شوید. او شما را به اسارت می برد ولی نمی تواند به ذلت بكشاند، شما خاندان عزت، كرامت و شرافت هستید »

و فرزندش امام سجاد ( ع ) در خطبه آتشین شام خطاب به رژیم بنی امیه فرمود :

« ای یزید ! خیال كرده ای با اسیر گرفتن ما و به این سو و آن سو كشیدنمان، ما خوار و ذلیل شده ایم و تو عزیز و شریف گشته ای ؟  به خدا قسم نه یاد ما محو می شود و نه وحی ما می میرد و نه ننگ این حادثه از دامان تو پاك می گردد. »

یكی از درس‌های حیاتبخش عاشورایی این است كه : هم فرد مسلمان باید عزیز زندگی كند و هم جامعه اسلامی باید با عزت و سربلندی به پیش برود. عزت فردی را خود فرد باید پاسداری نماید و عزت اجتماعی را در درجه نخست حاكمان و زمامداران جامعه باید حفظ نمایند. در تفكر عاشورایی، نه فرد حق دارد عزت و آقایی خود را بفروشد و زیر بار حقارت و ذلت برود و نه جامعه. فلسفه جهاد در اسلام همانا حفظ عزت جامعه اسلامی است. « جعل الله عزا للاسلام » و یكی از فلسفه های دعا و نیایش نیز برای حراست از عزت و آبروست، تا از غیر خدا طلب نكنیم و همه حوائج و نیازهایمان را تنها از خداوند مطالبه نماییم. « اطلبوا الحوایج بعزه الانفس. »

جمعی از اصحاب خدمت رسول گرامی اسلام عرض نمودند : بهشت را برای ما ضمانت نما، فرمود : « ان لا تسأل الناس شیئا » به شرط اینكه هیچ گاه دست نیاز به سوی مردم دراز نكنید و عزت و كرامت نفس خود را از دست ندهید.

رسول اكرم ( ص ) هنگامی كه سوار بر مركب بود، هرگز اجازه نمی داد كسی پیاده پشت سرش حركت نماید و این‌را نوعی تحقیر نفس به‌حساب می آورد.

در تفكر اسلامی هر چیزی كه زمینه ساز ذلت می شود مورد نهی قرار گرفته است. امام سجاد ( ع ) می فرماید : « ما احب ان لی بذل نفسی حمر النعم » دوست ندارم دارای شتران سرخ مو ( ثروت كلان ) باشم، ولی در برابر تحصیل آن لحظه ای تن به ذلت بدهم.

در تفكر حسینی، شكستی كه برای دستیابی به عزت باشد، شكست نیست، بلكه پیروزی واقعی است. لذا در روز عاشورا می فرماید : « اگر شكست بخوریم و كشته شویم، هرگز شكست نخورده ایم، در این راه ما را شكستی نیست. »

آن آموزگار بزرگ عزت و افتخار در اولین خطبه ای كه هنگام ورود به كربلا ایراد نمود، چنین فرمود :

« من مرگ را جز سعادت و خوشبختی نمی دانم و زندگی با ستمكاران را جز ملامت و نكبت و بدبختی نمی بینم.»

او مرگ با عزت را زندگی واقعی می دید و زندگی با ذلت را مرگ و نابودی می دانست.

ابن ابی الحدید معتزلی می گوید : حسین ( ع ) چون نمی خواست تن به ذلت بدهد و می دانست كه ابن زیاد اگر هم او را نكشد، به خواری و ذلتش خواهد كشاند، شهادت را بر چنین زندگی‌ای برگزید. او شخصیتی بود كه ستم پذیری را ننگ و عار می دانست.

حدیث عزتمندی و شرافت مداری حسین بن علی ( ع ) از آغاز نهضت كربلا تا پایانش این بود كه می فرمود : « من هرگز تن به ذلت نخواهم داد و زیر بار پستی نخواهم رفت. »

از اشعار حماسه آفرینی كه همواره زمزمه زیر لب آن برترین نمونه عزت و شرف تاریخ بشریت بود، این سروده بلند بود كه می فرمود :

و ان تكن الابدان للموت انشئت

فقتل امریی بالسیف فی الله افضل

اقدم نفسی لا ارید بقاءها

لتقلی خمیسا فی الهیاج عرمرها

اگر بدن‌های انسان‌ها برای مرگ و مردن آفریده شد، پس كشته شدن انسان با شمشیر در راه خدا برتر و شرافتمندانه تر است. من جان خود را فدا می كنم و ماندن را نمی خواهم و به‌زودی در نبردی سخت با خصمی بزرگ به مقابله خواهم پرداخت.

این جملات و اشعار، اوج عزتمندی پیشوای بزرگ شیعه را می رساند كه با كشته شدنش به شیعیان آموخت كه فلسفه زندگی و حیات چیست و پیروزی نهایی از آن كیست ؟

شیعه حسین بن علی ( ع ) باید معنی مرگ و زندگی را از مولایش بیاموزد كه چگونه وقتی لشكر ابن زیاد راه را بركاروان آن حضرت بست و او را به مرگ تهدید نمود فرمود :

« چگونه مرگ و مردنی كه برای دستیابی به عزت و شرف و احیای دین باشد، راحت و سبكی است. مرگ در راه شرافت و عزت جز زندگی ابدی و جاوید نیست و زندگی همراه با خواری و ذلت جز مرگ و فنا نیست.»

نتیجه‌گیری

آنچه از این مقاله استنتاج می شود این است كه هر مكتب تربیتی برای تربیت انسان‌ها، اصول و راه و رسمی را پیشنهاد می نماید و در مكتب حسین بن علی ( ع )، اساس تربیت انسان‌ها « عزت مداری » و زندگی همراه با عزت و شرافت انسانی است. انسانی كه در این مكتب پرورش می یابد، فلسفه مرگ و زندگی را به‌خوبی دریافته و در هر شرایطی بر حفظ عزت پافشاری نموده و هرگز حاضر نمی شود حیات با ذلت و خواری را بر مرگ با عزت و شرافت ترجیح دهد. او « قتیل العزه » نامیده شد تا درس سازش‌ناپذیری و روح عزتمندی را به پیروانش منتقل سازد.

او به انسان‌ها آموخت كه نقش عزت در تربیت، نقش اساسی است، به طوری كه اگر عزت نباشد انسان به هر زشتی و پستی تن می دهد و به هر گناهی آلوده می گردد. ذلت نفس منشأ همه بدی ها و فسادها است. لذا بهترین راه برای اصلاح فرد و اجتماع، انتقال روح عزتمندی به آنان است. روح عزت است كه انسان‌ها را در برابر خداوند خاضع و فروتن می سازد و در برابر غیر خدا تسلیم ناپذیر و سربلند می نماید.

حسین بن علی ( ع ) با قیام و نهضتی كه در تاریخ برپا نمود و با مكتبی كه به عنوان مظهر عزت و كرامت انسانی آفرید، انسان‌ها را به عزت حقیقی كه همان ذلت در برابر رب و سازش ناپذیری در برابر غیر رب بود، رهنمون ساخت.

منابع و مآخذ:

1ـ قرآن كریم

2ـ نهج البلاغه

3ـ ابوقاسم الحسین بن محمد الراغب الاصفهانی « المفردات فی غریب القرآن »، دارالمعرفه، بیروت

4ـ « الكافی » ابو جعفر محمد بن یعقوب الكلینی، دارالكتب الاسلامیه، تهران، 1388 ق

5 ـ السید محمد حسین الطباطبایی « المیزان فی التفسیر القرآن »، دارالكتاب الاسلامی، قم، 1293 ق

6 ـ امام خمینی (ره)« تحریر الوسیله »، انتشارات دارالعلم، قم

7ـ ابن شهر آشوب، « المناقب »، مكتبه بنی هاشم، تبریز

8 ـ اسد حیدر، « مؤسسه كلمات الامام حسین ( ع )، دارالتعارف للمطبوعات، بیروت، 1398 ق

9ـ ابو جعفر محمد بن جریر طبری، « تاریخ طبری »، دارالمعارف، قاهره

10ـ المجلسی، « بحارالانوار »، محمد باقر، چاپ دوم، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق

11ـ الآمین الآملی، « اعیان الشیعه »، السید محسن، دارالتعارف، بیروت

12ـ الخوارزمی، « مقتل الحسین »، مكتبه المفید، قم

13ـ الشهرستانی، « حیاه الامام الحسین بن علی ( ع )، دارالكتاب العربی، بیروت

14ـ القاضی نورالله تستوی « احقاق الحق و ازهاق الباطل »، مكتبه المرعشی النجفی، قم

15ـ صحیفه سجادیه

16ـ « میزان الحكمه »، محمد ری شهری، مؤسسه دارالحدیث، قم، 1416 هـ. ق

17ـ « غررالحكم و دررالحكم »، عبدالواحد التمیمی الا مدی، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت، 1407 ق

18ـ « مستدرك الوسایل » دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403 ق

19ـ شیخ مفید « الارشاد »، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قوم

20ـ رضی الدین ابولقاسم علی بن موسی ابن طاووس، « اللهوف علی قتلی الطفوف »، ترجمه سید احمد قهری زنجانی، انتشارات جهان، تهران 

21ـ شرح ابن ابی الحدید

22ـ فخرالدین بن محمد الطریقی « المنتخب فی جمع المراثی و الخطب »، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، بیروت

23ـ نهج البلاغه، صبحی صالح، دارالكتاب البنانی




برچسب ها :
امام حسین ,  محرم ,