تبلیغات
وبلاگ بسج وشهدای کشور - مطالب هفته دوم خرداد 1393
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
دراین وبلاگ چه مطالبی بیشتر موردنیاز شما می باشد؟؟










آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
گالری عکس دفاع مقدس


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

ساعت و اوقات شرعی
ساعت فلش مذهبی اوقات شرعی
تماس بامدیر وب
تماس با ما
ترجمه متن
قرآن آنلاین
مشاهده و دریافت کد
قاب عکس شهدا
درباره ما

این وبلاگ برای شناخت هرچه بیشتر شما عزیزان ازبسیج و شهدای دفاع مقدس در اختیارتان قرار می گردد.

مدیروبلاگ حمیدرضایی

(( سلام بر امام خمینى، اسطوره زمان كه از فیضیه برخاست و كاخ ظلم و ستم فرعونیان را لرزاند و فرو پاشاند. او از سلاله پاك رسول خدا(ص) ،از تبار ابراهیم و از خاندان پیامبران بزرگ الهى است.او از نژاد حسین (ع) ،پاسدار حریم اسلام و تجلى بارز روحانیت اسلام.))

فرازی از وصیت‌نامه
شهید اسدالله بزرگ خانقاه


بسیج لشگر مخلص خداست.
امام خمینی (ره)


کلام شهدا

یا حسین، یا حسین، یا حسین آن قدر فریاد «هل من ناصرینصرنی »ات نافذ بود و آن چنان تنهایی ات سر آن تفتیده دشت برهوت دامان را به آتش کشید که اکنون در لبیک به تو ای وارث رسولان همه سختی ها را با لذت ایثار بر دوش خواهیم کشید.

شهید مجتبی طبرانی

خاطره
ناهار خونه پدرش بودیم . همه دور تا دور سفره نشسته بودم و مشغول غذا خوردن. رفتم تا از آشپزخونه چیزی برای سفره بیارم. چند دقیقه طول کشید. تا برگشتم نگاه کردم دیدم آقا مهدی دست به غذا نزده تا من برگردم و با هم شروع کنیم . این قدر کارش برام زیبا بود که تا الان تو ذهنم مونده.
شهید مهدی زین الدین

منبع : یادگاران ص 19
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
منتخب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
سایت های مراجع تقلید
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی
Online User 

کد گرد شدن دو گوشه عکس

دعای فرج
موضوعات

رحلت امام خمینی و انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری انقلاب اسلامی

1) امام خمینی(ره) دقیقا چه زمانی به رحمت خدا رفتند؟ کی از صدا و سیما اعلام شد؟ چه ساعتی و چه روزی دفن شدند؟ خبرگان رهبری در چه تاریخی تشکیل جلسه داد؟و آیت الله خامنه ای چگونه به رهبری انتخاب شدند؟

حضرت امام (ره) در ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سیزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 به وصال محبوب خویش شتافته و رحلت می نمایند . و در صبح روز بعد یعنی 14 خرداد ساعت 7 صبح اولین خبری كه از رادیوی سراسری ایران با صدای حیاتی گوینده رادیو به جهان مخابره شد به شرح زیر بود : «انا لله و انا علیه راجعون
روح بلند پیشوای مسلمانان و رهبر آزادگان جهان ، حضرت امام خمینی به ملكوت اعلا پیوست ...»
روز چهاردهم 1368 , مجلس خبرگان رهبر تشكیل گردید و پس از قرائت وصیتنامه امام خمینى توسط حضرت آیه الله خامنه اى كه دو ساعت و نیم طول كشید , بحث و تبادل نظر براى تعیین جانشینى امام خمینى و رهبر انقلاب اسلامى آغاز شد و پس از چندین ساعت سرانجام حضرت آیه الله خامنه اى ( رئیس جمهور وقت ) كه خود از شاگردان امام خمینى سلام الله علیه و از چهره هاى درخشان انقلاب اسلامى و از یاوران قیام 15 خرداد بود و در تمام دوران نهضت امام در همه فراز و نشیبها در جمع دیگر یاوران انقلاب جانبازى كرده بود , به اتفاق آرا براى این رسالت خطیر برگزیده شد .
جهت آشنایی كامل با موضوعات مختلفی كه پیرامون انتخاب آیت الله خامنه ای به رهبری نظام اسلامی در اجلاس فوق ‏العاده‏ خبرگان بعد از رحلت حضرت امام (ره) اتفاق افتاد و مسائل مرتبط با آن ، بخشی از كتاب « پرسش ها و پاسخ هایی درباره مجلس خبرگان رهبری، تهیه شده توسط دبیرخانه مجلس خبرگان» ارائه می شود:
اجلاس فوق العاده و چگونگی انتخاب مقام معظم رهبری: 
1. آیا پیش از رحلت حضرت امام‏قدس سره، مجلس خبرگان براى شناسایى افرادى كه در مظان رهبرى قرار داشتند، كارى كرده بود؟ آیا اساساً چنین مسؤولیتى را بر عهده داشت یا نه؟
پاسخ: یكى از وظایفى كه براى كمیسیون اصل یكصدوهفتم و یكصدونهم قانون‏اساسى به تصویب رسیده است، شناسایى افرادى است كه در مظان رهبرى قرار دارند. ماده 18 آیین‏نامه داخلى مجلس خبرگان،[1] در این باره چنین مى‏گوید:
«به منظور آمادگى خبرگان، براى اجراى اصل یكصدوهفتم و شناخت حدود و شرایط مذكور در اصل پنجم و یكصدونهم قانون‏اساسى، كمیسیونى مركّب از پانزده نفر از نمایندگان، تشكیل مى‏شود تا درباره همه مسائل مربوطه تحقیق كند و درباره همه كسانى كه در مظان رهبرى قرار دارند، بررسى به عمل آورد و در اختیار دبیرخانه قرار دهد تا مورد استفاده و بررسى خبرگان واقع شود».
اما به علت آن‏كه مدت زمان زیادى از بركنارى قائم مقام رهبرى نگذشته بود و در واقع، به‏فاصله دو ماه پس از آن، خبرگان با حادثه رحلت حضرت امام‏قدس سره رو به رو شده بودند، دراین مدت كوتاه، فرصت آن را نیافتند كه به بررسى و شناخت افرادى كه در مظان رهبرى هستند، بپردازند.[2]
2. آیا پیش از تشكیل اجلاس فوق‏العاده، درباره تعیین رهبر، بحثى مطرح شده بود؟
پاسخ: پس از آن كه گروه پزشكى معالج حضرت امام ‏قدس سره، خبرهاى مأیوس كننده‏اى از حال ایشان به مسؤولان عالى‏رتبه نظام دادند و گفتند كه ایشان چند ساعتى بیش‏تر زنده نخواهند بود، جلسه‏ اى با حضور برخى از اعضاى شوراى بازنگرى قانون اساسى، رؤساى قواى سه گانه و برخى دیگر از شخصیت‏ها، نزدیك محل بسترى شدن حضرت امام تشكیل شد. اعضاى حاضر در این نشست، كه در بعد از ظهر روز سیزدهم خرداد 1368 انجام شد، عبارت بودند از: حضرات آقایان خامنه‏ اى، مشكینى، موسوى اردبیلى، امینى، هاشمى رفسنجانى، طاهرى خرم آبادى، خلخالى و احمد خمینى. این افراد، پیش از هر چیز، بر ضرورت تدوین برنامه‏اى منسجم و منظم، براى رویارویى با حادثه‏ اى كه وقوع آن، دور از انتظار نبود، به ویژه براى رهبرى پس از امام تأكید كردند.
در این جلسه، هر یك از این افراد، دیدگاه خود را در این باره مطرح كرد. برخى براى رهبرى، نام افرادى را كه به ذهنشان مى‏رسید، مطرح كردند؛ اما توافقى در این باره حاصل نشد. سرانجام، به این نتیجه رسیدند كه چون فردى را كه مانند حضرت امام باشد، در میان خود سراغ ندارند، باید از راه دیگرى، كه قانون اساسى پیش‏بینى كرده است، یعنى «شوراى رهبرى» استفاده كنند. با وجود آن‏كه آیت‏اللّه امینى (عضو كمیسیون رهبرى در شوراى بازنگرى قانون اساسى) در همان جلسه، بیان مى‏كند كه مسأله شوراى رهبرى، در كمیسیون مربوط در شوراى بازنگرى قانون اساسى رد شده است، اما دیگر اعضا با این استدلال كه در شرایط كنونى راهى جز این نداریم و تنها راه ممكن، شوراى رهبر است، بر نظر خود پافشارى كردند.[3]
3. نخستین اقدام رسمى خبرگان، در اجلاس فوق العاده، براى تعیین رهبر چه‏بود؟
پاسخ: نخستین موضوعى كه در دستور كار این اجلاسیه قرار گرفت، بررسى مسأله استعفاى آقاى منتظرى از سمت قائم‏مقامى بود، هر چند كه در این باره، حضرت امام‏قدس سره نظر قطعى خود را بیان فرموده بودند و دیدگاه ایشان براى اعضاى خبرگان، محترم و معتبر بود، اما به هر حال، این مسأله باید از طریق رسمى خود، كه اصل شكل‏گیرى آن از آن‏جا بود، انجام پذیرد. اگر خبرگان، این مسأله را فیصله نمى‏دادند، ممكن بود بعدها از سوى افرادى شبهه پراكنى شود كه خبرگانى كه وى را به قائم مقامى رهبرى برگزیده‏اند، انتخاب خود را ملغا و باطل اعلام نكرده‏اند.
این موضوع به بحث گذاشته شد و اكثریت قریب به اتفاق اعضاى حاضر در جلسه، استعفاى آقاى منتظرى را كه طى نامه‏اى (7/1/68) به حضرت امام اعلام كرده بود، پذیرفتند. البته یكى - دو نفر با این استدلال كه نام‏برده از رهبرى فردى استعفا داده است و لیاقت عضویت در شوراى رهبرى را دارد، با پذیرش استعفا به گونه كلى مخالفت كردند؛ اما طبق رأى دیگر اعضا این دیدگاه پذیرفته نشد.[4]
پس از آن، مذاكرات درباره چگونگى تشكیل منصب رهبرى و این‏كه به صورت فردى باشد یا شورایى، آغاز شد و حدود دوازده نفر (نیمى در موافقت با رهبرى فردى و نیمى در دفاع ازشورایى بودن آن) به سخنرانى و طرح دیدگاه‏هاى خود پرداختند كه سرانجام، با رأى آوردن رهبرىِ فردى و سپس تعیین شخص آیت اللّه خامنه‏اى - دام ظله العالى -، این مذاكرات به‏پایان رسید.
4. در قانون اساسى پیش از بازنگرى، شوراى رهبرى نیز پیش‏بینى شده بود. آیا در این باره نیز بحثى انجام پذیرفت؟ چه كسانى از این مسأله دفاع مى‏كردند و استدلال آنان چه بود؟ سرانجام این مذاكرات به كجا انجامید؟
پاسخ: تقریباً شش نفر از اعضا در موافقت با شورایى بودن رهبرى، به بیان دیدگاه‏هاى خود پرداختند، كه از آن جمله، حضرات آقایان خامنه‏اى، هاشمى رفسنجانى، موسوى اردبیلى و طاهرى خرم آبادى بودند.
دلایلى را كه این افراد، براى نظر خود ارائه مى‏دادند، این بود كه در شرایط حساس كنونى، كه هنوز نظام نوپاى اسلامى، استحكام و ثبات كافى پیدا نكرده است، فردى كه مانند حضرت امام باشد و از آن نفوذ كلمه، قاطعیت در رهبرى و جامعیت برخوردار باشد، سراغ نداریم. اگر منصب رهبرى، به صورت شورایى اداره شود، این امر موجب جبران نواقص افراد خواهد شد. ضمن آن‏كه شورایى بودن رهبرى، وجه قانونى هم دارد و در قانون اساسى آمده است.
در مقابل كسانى كه طرفدار رهبرى فردى بودند، چنین استدلال مى‏كردند كه ولایت فقیه، ادامه ولایت رسول خدا و ائمه اطهارعلیهم‏السلام است و در آن‏جا سابقه شورایى نداریم. در فقه شیعه نیز منصب ولایت، به صورت شورایى تعریف نشده است و بنابر همین استدلال، كمیسیون رهبرى شوراى بازنگرى قانون اساسى نیز به این نتیجه رسیده است كه ذكر این مسأله در قانون اساسى، وجه شرعى ندارد. ضمن آن‏كه تجربه مدیریت شورایى، از آغاز انقلاب، كه مناصب گوناگون به این صورت اداره مى‏شد (مانند شوراى عالى قضایى، صدا و سیما و اقتصاد) آثار و تبعات ناموفقى را به دنبال داشته است. تمركز رهبرى در یك فرد، موجب وحدت، قدرت، قاطعیت و توانایى بیش‏تر و سریع‏تر در حل بحران‏ها و اداره امور خواهد بود؛ همان گونه كه درباره حضرت امام‏قدس سره نیز شاهد بوده‏ایم. افزون بر این، رهبر مى‏تواند از بازوهاى مشورتى متخصص در امر اداره كشور، در امور مختلف بهره بگیرد.
سرانجام، پس از مذاكرات نسبتاً طولانى، یكى از اعضا، پیشنهاد كفایت مذاكرات را مطرح كرد كه این پیشنهاد به رأى گذاشته شد و به تصویب رسید. آن‏گاه تصمیم بر آن شد كه صرف نظر از این‏كه چه افرادى براى شوراى رهبرى یا رهبرى فردى مطرح باشند، اصل شورایى یا فردى بودن آن به رأى گذاشته شود كه پس از رأى‏گیرى، رهبرى فردى رأى آورد.[5]
5. نام چه كسانى براى شوراى رهبرى پیشنهاد شد؟ آیا شوراى رهبرى مبناى فقهى دارد؟
پاسخ: تركیب‏ها و افراد مختلفى براى شوراى رهبرى پیشنهاد شدند:
پیشنهاد اول: حضرات آقایان خامنه‏اى، مشكینى و موسوى اردبیلى.
پیشنهاد دوم: افراد یاد شده به همراه حضرات آقایان هاشمى رفسنجانى و سید احمدخمینى.
پیشنهاد سوم: حضرات آقایان خامنه‏اى، مشكینى، موسوى اردبیلى، فاضل لنكرانى وجوادى آملى.
درباره این‏كه آیا شوراى رهبرى، مبناى فقهى دارد یا نه، برخى چنین پاسخ داده‏اند كه ولایت فقیه ادامه ولایت رسول خداصلى الله وعلیه وآله و ائمه اطهارعلیهم‏السلام است و در این امر، سابقه شورایى نداریم و در فقه شیعه نیز منصب ولایت، به صورت شورایى تعریف نشده است.[6]




سیری در حیات امام زین العابدین(ع)

معرفی امام

فرزندان
زمامداران معاصر
رویدادهاى مهم
داستان‏ها:
1. گذشت امام زین العابدین (ع) از امیر معزول مدینه
 2. حسادت هشام بن عبدالملك از مقام معنوىِ امام زین العابدین (ع)
كلمات شریفه

  نام: على.
كنیه: ابوالحسن و ابومحمد.
القاب: زین العابدین، سید الساجدین، سجّاد، زكىّ، امین و ذوالثفنات.
به خاطر عبادت زیاد و سجده‏هاى طولانىِ امام زین العابدین (ع)، پینه‏اى در پیشانى‏اش بسته بود. از این رو، به وى «ذوالثفنات» لقب دادند.
منصب: معصوم ششم و امام چهارم شیعیان.
تاریخ ولادت: نیمه جمادى الثانى سال 38.
در مورد تاریخ ولادت آن حضرت، اختلاف است. غیر از تاریخ مزبور، مورخان روز و ماه ولادت آن حضرت را، پنجم شعبان یا نیمه جمادى الاولى یا هفتم شعبان و یا نهم شعبان ذكر كرده‏اند. در مورد سال ولادت آن حضرت نیز برخى سال 37 و برخى سال 36 هجرى را ثبت كرده‏اند.
امام زین العابدین (ع) دو سال پیش از شهادت امیر المؤمنین، على بن ابى‏طالب(ع) چشم به جهان گشود.
محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى كنونى). برخى مورّخان گفته‏اند كه محل تولد آن حضرت در كوفه بوده است؛ زیرا در آن هنگام، همه افراد خانواده امام على (ع) در كوفه به سر مى‏بردند.
نسب پدرى: امام حسین بن على بن ابى‏طالب (ع).
نام مادر: شهربانو، یا شاه زنان، دختر یزدگرد سوم، آخرین پادشاه از سلسله‏ ساسانیان در ایران كه در زمان خلافت امام على (ع) (و به قولى در عصر خلافت عمر یا عثمان) به اسارت مسلمانان در آمده و با اختیار خویش، همسرىِ امام‏حسین (ع) را پذیرفت. این بانوى بزرگ در ایام نوزادى امام زین العابدین(ع) درگذشت.
مدت امامت: از زمان شهادت پدر بزرگوارش امام حسین (ع)، در محرم سال 61 تا محرم سال 95 هجرى، به مدت 34 سال.
تاریخ و سبب شهادت: دوازدهم (یا هیجدهم یا بیست و پنجم) محرم سال 95 (یا 94) هجرى، در سن 55 سالگى، به خاطر زهرى كه ولید بن عبدالملك به آن حضرت خورانید.
محل دفن: قبرستان بقیع، در مدینه مشرفه، در جوار قبر عمویش، امام حسن مجتبى (ع).
هم اكنون قبور مشرفه چهار امام معصوم(ع)، امام حسن مجتبى(ع)، امام زین‏العابدین(ع)، امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) در كنار هم مى‏باشد.
همسران: فاطمه، دختر امام حسن مجتبى و چند ام ولد.




امام زین العابدین(ع) و چهل سخن از ایشان

امام زین العابدین(ع)

 

علی بن الحسین،امام سجاد، در واقعه عاشورا شرکت داشت، ولی مقدر چنین بود که زنده بماند و دوران خفقان شدید بنی امیه رهبری معنوی شیعیان را به عهده بگیرد و از قیام کربلا با گسترش و توضیح هدفهای آن بهره برداری صحیح کند و افکار عمومی را بیدار سازد و دودمان بنی امیه را به مردم بشناساند.

امام سجاد در بحبوحه پیروزی ظاهری ستمگران یعنی در حال اسارت در مسجد اموی شام با حضور یزید تبلیغات رسوا کننده خود را شروع کرد و از همان ساعت تخت یزید به لرزیدن در آمد تا اینکه سرانجام خلافت بنی امیه سرنگون گردید.

اثر مشهور امام چهارم دعاهای او است که به صحیفه سجادیه مشهور است و دنیایی از معارف دینی و اجتماعی است.

 

چهل سخن از علی بن الحسین(ع)

 

1- دست نیاز پیش خلق بردن موجب خواری در زندگی و آبرو ریزیست .

 

2- بی نیازی از مردم، خود توانگری و ثروت است.

 

3- از رفاقت دروغگو بپرهیز زیرا چنین کسی مانند سراب (آب نما )است.

 

4- از دوستی با فاسق (شخص سست ایمان )برحذر باش چه او ترا بیک شکم خوراک یا کمتر از آن میفروشد.

 

5- از دوستی با شخص تنگ نظر دوری کن، زیرا او برای حفظ ثروت خود ترا تنها خواهد گذاشت.

 

6- نگاه مسلمان بچهره برادر مسلمان خود از روی مهر و محبت نوعی عبادت است.

 



زندگینامه امام سجاد (ع)

1.حضرت سجاد ( ع ) 
  2.پیام خون و شهادت 
  3.امام سجاد ( ع ) در دمشق 
  4.حرکت به مدینه 
  5.صحیفه سجادیه 
 

حضرت سجاد ( ع ) 
نام معصوم ششم علی ( ع ) است . وی فرزند حسین بن علی بن ابیطالب ( ع ) و ملقب به "سجاد" و "زین العابدین " می باشد . امام سجاد در سال 38هجری در مدینه ولادت یافت . حضرت سجاد در واقعه جانگداز کربلا حضور داشت ولی به علت بیماری  و تب شدید از آن حادثه جان به سلامت برد ، زیرا جهاد از بیمار برداشته شده است و پدر بزرگوارش - با همه علاقه ای که فرزندش به شرکت در آن واقعه داشت - به او اجازه جنگ کردن نداد . مصلحت الهی این بود که آن رشته گسیخته نشود و امام سجاد وارث آن رسالت بزرگ ، یعنی امامت و ولایت گردد . این بیماری موقت چند روزی  بیش ادامه نیافت و پس از آن حضرت زین العابدین 35سال عمر کرد که تمام آن مدت به مبارزه و خدمت به خلق و عبادت و مناجات با حق سپری شد . سن شریف حضرت سجاد ( ع ) را در روز دهم محرم سال 61هجری که بنا به وصیت پدر و امر خدا و رسول خدا ( ص ) به امامت رسید ، به اختلاف روایات در حدود 24 سال نوشته اند . مادر حضرت سجاد بنا بر مشهور "شهربانو" دختر یزدگرد ساسانی بوده است . آنچه در حادثه کربلا بدان نیاز بود ، بهره برداری از این قیام و حماسه بی نظیر و نشر پیام شهادت حسین ( ع ) بود ، که حضرت سجاد ( ع ) در ضمن اسارت با عمه اش زینب ( ع ) آن را با شجاعت و شهامت و قدرت بی نظیر در جهان آن رو فریاد کردند . فریادی که طنین آن قرنهاست باقی مانده و - برای همیشه - جاودان خواهد ماند . واقعه کربلا با همه ابعاد عظیم و بی مانندش پر از شور حماسی و وفا و صفا و ایمان خالص در عصر روز عاشورا ظاهرا به پایان آمد ، اما مأموریت حضرت سجاد ( ع ) و زینب کبری ( س ) از آن زمان آغاز شد . اهل بیت اسیر را از قتلگاه عشق و راهیان به سوی  "الله " و از کنار نعشهای پاره پاره به خون خفته جدا کردند . حضرت سجاد ( ع ) را در حال بیماری بر شتری بی هودج سوار کردند و دو پای  حضرتش را از زیر شکم آن حیوان به زنجیر بستند . سایر اسیران را نیز بر شتران سوار کرده ، روانه کوفه نمودند . کوفه ای که در زیر سنگینی و خفقان حاکم بر آن بهت زده بر جای  مانده بود و جرأت نفس کشیدن نداشت ، زیرا ابن زیاد دستور داده بود رؤسای قبایل مختلف را به زندان اندازند و مردم را گفته بود بدون اسلحه از خانه ها خارج شوند . در چنین حالتی دستور داد سرهای مقدس شهدا را بین سرکردگان قبایلی که در کربلا بودند تقسیم و سر امام شهید حضرت ابا عبد الله الحسین را در جلو کاروان حمل کنند . بدین صورت کاروان را وارد شهر کوفه نمودند . عبید الله زیاد می خواست وحشتی در مردم ایجاد کند و این فتح نمایان خود را به چشم مردم آورد . با این تدبیرهای امنیتی چه شد که نتوانستند جلو بیانات آتشین و پیام کوبنده زن پولادین تاریخ حضرت زینب ( س ) را بگیرند ؟ گویی مردم کوفه تازه از خواب بیدار شده و دریافته اند که این اسیران ، اولاد علی ( ع ) و فرزندان پیغمبر اسلام ( ص ) می باشند که مردانشان در کربلا نزدیک کوفه به شمشیر بیداد کشته شده اند . همهمه از مردم برخاست و کم کم تبدیل به گریه شد . حضرت سجاد ( ع ) در حال اسارت و خستگی و بیماری به مردم نگریست و فرمود : اینان بر ما می گریند ؟ پس عزیزان ما را چه کسی کشته است ؟ زینب خواهر حسین ( ع ) مردم را امر به سکوت کرد و پس از حمد و ثنای خداوند متعال و درود بر پیامبر گرانقدرش ، حضرت محمد ( ص ) فرمود : "... ای اهل کوفه ، ای حیلت گران و مکراندیشان و غداران ، هرگز این گریه های شما را سکون مباد . مثل شما ، مثل زنی است که از بامداد تا شام رشته خویش می تابید و از شام تا صبح به دست خود بازمی گشاد . هشدار که بنای ایمان بر مکر و نیرنگ نهاده اید ..." . سپس حضرت زینب ( ع ) مردم کوفه را سخت ملامت فرمود و گفت : "همانا دامان شخصیت خود را با عاری و ننگی بزرگ آلود کردید که هرگز تا قیامت این آلودگی را از خود نتوانید دور کرد . خواری و ذلت بر شما باد . مگر نمی دانید کدام جگرگوشه از رسول الله ( ص ) را بشکافتید ، و چه عهد و پیمان که بشکستید ، و بزرگان عترت و آزادگان ذریه او را به اسیری  بردید ، و خون پاک او به ناحق ریختید ..." . مردم کوفه آنچنان ساکت و آرام شدند که گویی مرغ بر سر آنها نشسته ! سخنان کوبنده زینب ( ع ) که گویا از حلقوم پاک علی ( ع ) خارج می شد ، مردم بی وفای کوفه را دچار بهت و حیرت کرد . شگفتا این صدای علی ( ع ) است که گویا در فضای  کوفه طنین انداز است ... . امام سجاد ( ع ) عمه اش را امر به سکوت فرمود . ابن زیاد دستور داد امام سجاد ( ع ) و زینب کبری و سایر اسیران را به مجلس وی آوردند ، و در آن جا جسارت را نسبت به سر مقدس حسین ( ع ) و اسیران کربلا به حد اعلا رسانید ، و آنچه در چنته دناءت و رذالت داشت نشان داد ، و آنچه لازمه پستی ذاتش بود آشکار نمود .



*********** اس ام اس های جدید تولد حضرت ابوالفضل عباس*************

عباس(ع) آمد تا برادری را معنا کند، وفا را شرح دهد، ایثار را الگو باشد

شجاعت را تفسیر کند و دلاوری را مصداقی والا گردد.

میلاد حضرت عباس(ع) مبارک باد.




حسین سلطان عشق، عباس ساقی عشق، زینب شاهد عشق و سجاد راوی عشق. کاروان عشق در راه است و خود "عشق" نیمه شعبان خواهد آمد... اعیاد شعبانیه مبارک

 

 -------------------------------------------------------

میلاد گل رسول و زهرا و علی است              زیـرا کـه جهــان خجسته زین نور جلی است

مــا را دگـــر از روز جـزا بیمی نیست              چون بر دل ما عشق حسین ابن علی است

مـژده ای دل خــدای عشـــق رسید              شـــاهــــدان را لــقـــــای عــشـــق رسیـد 

 -------------------------------------------------------

جان به پایش کنید قربانی               عاشقان خونبهای عشق رسید

تـا بــه راهــت راهیم مـن               فــــــــــارق از گمــــراهیـم من

غــم نــدارم در دو عــالم                چــون حسیــــن است مقتدایم

 -------------------------------------------------------

امشب شب میلاد علمدار حسین است               میـــلاد علــمـــدار وفادار حسین است

گــر بــــود علــــی محـــرم اسرار محمد               عباس علی محرم اسرار حسین است

 -------------------------------------------------------

ای دلنـواز قــاری قرآن خوش آمدی                 در بیت وحی با لب خندان خوش آمدی

ای العطش، ترانه ی قبل از ولادتت                 مادر فدات با لب عطشان خوش آمدی

-------------------------------------------------------

اشکها بین كه از این خنده بدامان دارد                 ای سلیل اشرف اولاد آدم السلام

بهــین جشــن و سرور شیعیان است                 دیگر ز نخل رسالت پدید شد ثمری

ســرور معنــوی بــر پــاست هـــر جا                  سلام ای صفـــای دل عــــاشقان

-------------------------------------------------------

امشب زمیــن و آسمان گردیده پر شور و شعف        امشب تـمـام عـــرشیـــان بهـــر زیارت بسته صف

امشب که عیدی می‌دهد بر عاشقان شاه نجف       امشب تو هم مستی کن و دل را بری کن از اسف

زیرا به دنیا آمده مظهر عزت و شرف

*میلاد نور مبارک*

-------------------------------------------------------

بوی گلهای بهشتی ز فضا می‌آید             عطر فردوس هم آغوش صبا می‌آید

نوگـل مصطفوی، زینت باغ علوی             مظـهــر پـنــج تـــن آل عـبـــا می‌آید 

 -------------------------------------------------------

دو مــاه از دو افــــق در دو شب تجـلّی کرد           یکی شهنشه دوران، یکی امیر سپاهش

دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمایان           یکـی چراغ هدایت، یکی معین و گواهش

یکی حسین و یکی ناصر حسین، ابوالفضل          کـه جـــان خویــش به کربلا بداد به راهش

-------------------------------------------------------

سروشی دوش در گوشم، سرود این نغمه ی شیوا       که بشگفت از گلستان محمد(ص) نوگلی زیبا

بـــشارت ای گنــه کـــاران حسیـــن آمد حسین آمد       نثـــار مقدمـــش سرهــا، فدای جان او جانها

-------------------------------------------------------

شاهی به دوصد عزت و اجلال آید              با شوکت و فر و جاه و اقبال آید

امــروز حسیــن آیـد و فردا عباس              خورشید ز پیش و مه ز دنبال آید

-------------------------------------------------------

ای دست تو، دستگیر عـالم               وی در رخ تو علی مجسـم

دریــای عمیـــق مهــــربانی               تـمثـال علـی، علـی ثانــی

مرآت حسین مظهر عـشـق               گل واژه ی ناب دفتر عشق

ای عبــد خدانــما، اباالفضل               دریاب دمی مرا ابا الفضــل

-------------------------------------------------------

عباس!

ای صبر و قرار بی قراران

امّید دل امیدواران

دانی که گر از عطش بمیرم

یک قطره ز دیگری نگیرم

ساغر نزنم ز دست هر کس

من دست تو می شناسم و بس

روزی من از خزانه ی توست

دل، سائل آستانه ی توست

امشب ز تو بار عام خواهم

دیدار تو و امام خواهم

-------------------------------------------------------

نیستم لایق کنم مدح و ثنایت یا ابوالفضل                  از ازل مدح تو را گفته خدایت یا ابوالفضل

مصطفی را جان نثاری، مرتضی را یادگاری                 جان من، جان جهان بادا فدایت یا ابوالفضل

-------------------------------------------------------

ای تجلای نور در سینا

ید بیضای توست با موسی

حق نوشته ست با خطی از نور

روی درگاه جنّت الاعلی

در بهشتم بهار عباس است

صاحب الاختیار عباس است

-------------------------------------------------------

مـیـلاد مسعـود اباالفضل جوان است                     هـنگام شـادی و سرور شیـعـیـانــسـت

از دامـن ام البنین ماهی عیـان است                     كــز روی وی شرمنــده مـاه آسـمـانست

-------------------------------------------------------

شـب بــه كـــاخ مـــرتــضـى ماهى پدیدار آمده          ماهى كه پیش نور وى خورشید و مه تار آمده

ماهـــى كــه بــر حســن صـــدهـا خریدار آمده          اى طـــالــب دیـــدار مــه هنـــگام دیـدار آمده

فــلاكیـــانـــش سر بـه سر حیران رخسار آمده          اكو نور بخش عالم و، هـــم نـــور الانــوار آمده

چه عباس آن كـه در حشمــت امیر راستین آمد         چــه عبــاس آن كـه از همّت پناه مسلمین آمد

چه عباس آن كه از اصل و نسب از دوره هاشم          چــو جــان مـرتضى و حُسن خیرالمرسلین آمد




اس ام اس امام زمان و روز جمعه

 

 

 

جز او به هیچ واقعه ای دل نبسته ایم / موعود جمعه، جمعه موعود می رسد . . .


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

 

جمعه یعنی یک غروب وعده دار / وعده ترمیم قلب یاس زار

جمعه یعنی مادر چشم انتظار / درهوای دیدن روی نگار

جمعه یعنی یه سماء دلواپسی / می شود مولا به داد ما رسی . . . ؟

 

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥






شعر امام زمان

 

شعر,شعرامام زمان,شعر برای امام زمان,شعرهای امام زمان

 

«شعر امام زمان»

 

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری

کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی

ای آنکه در حجابت دریای نور داری

من غرق در گناهم، کی می کنی نگاهم؟

برعکس چشمهایم چشمی صبور داری

از پرده ها برون شد، سوز نهانی ما

کوک است ساز دلها، کی میل شور داری؟

در خواب دیده بودم، یک شب فروغ رویت

کی در سرای چشمم، قصد ظهور داری؟

 

*****شعر امام زمان******



زندگی نامه حضرت ابوالفضل العباس

 پیشگفتار

در نگاه به قلّه ‏های رفیع ایمان و شجاعت و وفا، چشم ما به وارسته مردی بزرگ و بی ‏بدیل می ‏افتد، به نام عبّاس فرزند رشید امیرالمؤمنین(ع) كه در فضل و كمال و فتوّت و رادمردی، الگویی برجسته است. در اخلاص و استقامت و پایمردی، نمونه است و در هر خصلت نیك و صفت ارزشمندی، كه كرامت یك انسان به آن بسته است، سرمشق است. ما پیوسته دین باوری و حقجویی و باطل ستیزی و جانبازی را از او آموخته ‏ایم و نسل الله ‏اكبرِ امروز، وامدار مكتب جهاد و شهادتی است كه اباالفضل(ع) در آن مكتب، علمدار است و همچون خورشید، درخشان.
اینك، گرچه از صحنه‏ های آن همه ایثار و دلاوری و وفا كه در عاشورا اتّفاق افتاد و آینه‏ ای فضیلت نما پیش چشم جهانیان نهاد، بیش از هزار و سیصد سال میگذرد، امّا تاریخ، روشن از كرامت های عباس بن علی(ع) است و نام ‏او با وفا، ادب، ایثار و جانبازی همراه است و گذشتِ این همه سال، كمترین غباری بر سیمای فتوّتی، كه در رفتار آن حضرت جلوه‌گر شد، ننشانده است.
عاشورا روز پر شكوه و الهام بخش و پر حماسه‏ ای بود كه انسانهایی والا و روح‏هایی بزرگ و اراده‏هایی عظیم، عظمت و والایی خود را به جهانیان نشان دادند و تاریخ از فداكاری عاشوراییان، روح و جان گرفت و زمان با نبض كربلاییانِ قهرمان و حماسه آفرین، تپید. كربلا مكتبی شد آموزنده و سازنده، كه فارغ التحصیلان آن، در رشتهء ایمان و اخلاص و تعهّد و جهاد، مدرك و مدال گرفتند و ... عباس از زبده ‏ترین معرفت آموختگان آن دانشگاه بود.
هنوز هم این مكتبِ عالی باز است و دانشجو می‏پذیرد و یكی از استادان این دوره ‏های آموزشِ وفا و مراحلِ كسبِ معرفت، علمدار كربلاست، ایستاده بر بلندای عشق و شهامت، كه با دستان بریده ‏اش معبرِ آزادگی را میگشاید و راه نور را نشان می‏دهد و این حقایق، همه در نام عبّاس نهفته است و همراه با این نام،عطر یك «فرهنگ» به مشام جان می‏رسد.

عبّاس یعنی تا شهادت یكّه تازی             عبّاس یعنی عشق، یعنی پاكبازی
عبّاس یعنی با شهیدان همنوازی             عبّاس یعنی یك نیستان تكنوازی


ما برای رسیدن به سرچشمه یقین و كوثر ایمان، نیازمند راهنماییم. جانمان تشنه است و دلهایمان مشتاق. اولیای دین و سرمشق های پاكی و فضیلت می‏توانند راه را نشانمان دهند و از زمزم گوارایی كه در اختیارشان است سیرابمان سازند.
اگر در امتداد «اسوه ‏ها» به عبّاس بن علی(ع) می‏رسیم برای روشنی چراغی است كه پیش پای انسان‏ها افروخته است و از آن دور دستها ما را به این راه فرا می‏خواند. او الگو و سرمشق است، نه تنها در شجاعت و رزم آوری، بلكه در ایمان و معنویّت هم؛ نه فقط در مقاومت و استواری، در عبادت و شب زنده داری هم؛ نه تنها در روحیه سلحشوری و حماسه، كه در اخلاص و آگاهی و معرفت و وفا هم.
آنچه می‏خوانید گوشه‏ای از شخصیّت حضرت اباالفضل(ع) را ترسیم می‏كند، باشد كه نام و یاد و زندگینامه آن شهید بزرگ و سردار رشید، چراغ یقین و شعله ایمان را در ذهن و زندگی‏مان روشن سازد.
 

12 بهمن 1378 شمسی
قم جواد محدّثی

 



زندگینامه امام حسین (ع)

 

دومین فرزند برومند حضرت علی و(1) در روز سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت فاطمه ، که درود خدا بر ایشان باد، در خانه وحی و ولایت چشم به جهان گشود.

چون خبر ولادتش به پیامبر گرامی اسلام (ص ) رسید، به خانه حضرت علی (ع ) و فاطمه را فرمود تا کودکش را بیاورد. اسما او را در پارچه ای سپید (2) (س ) آمد و اسما پیچید و خدمت رسول اکرم (ص ) برد، آن گرامی به گوش راست او اذان و به گوش چپ (3) او اقامه گفت . به روزهای اول یا هفتمین روز ولادت با سعادتش ، امین وحی الهی ، جبرئیل ، فرود آمد و گفت : سلام خداوند بر تو باد ای رسول خدا، این نوزاد را به نام پسر کوچک هارون (شبیر) چون علی برای تو بسان هارون (5) که به عربی (حسین ) خوانده می شود نام بگذار. (4)برای  موسی بن عمران است ، جز آن که تو خاتم پیغمبران هستی .

و به این ترتیب نام پرعظمت "حسین " از جانب پروردگار، برای دومین فرزند فاطمه (س ) انتخاب شد. به روز هفتم ولادتش ، فاطمه زهرا که سلام خداوند بر او باد، گوسفندی را برای  کشت ، و سر آن حضرت را تراشید و هم وزن موی سر او (6) فرزندش به عنوان عقیقه (7) نقره صدقه داد.