منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
دراین وبلاگ چه مطالبی بیشتر موردنیاز شما می باشد؟؟










آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
گالری عکس دفاع مقدس


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

ساعت و اوقات شرعی
ساعت فلش مذهبی اوقات شرعی
تماس بامدیر وب
تماس با ما
ترجمه متن
قرآن آنلاین
مشاهده و دریافت کد
قاب عکس شهدا
درباره ما

این وبلاگ برای شناخت هرچه بیشتر شما عزیزان ازبسیج و شهدای دفاع مقدس در اختیارتان قرار می گردد.

مدیروبلاگ حمیدرضایی

(( سلام بر امام خمینى، اسطوره زمان كه از فیضیه برخاست و كاخ ظلم و ستم فرعونیان را لرزاند و فرو پاشاند. او از سلاله پاك رسول خدا(ص) ،از تبار ابراهیم و از خاندان پیامبران بزرگ الهى است.او از نژاد حسین (ع) ،پاسدار حریم اسلام و تجلى بارز روحانیت اسلام.))

فرازی از وصیت‌نامه
شهید اسدالله بزرگ خانقاه


بسیج لشگر مخلص خداست.
امام خمینی (ره)


کلام شهدا

یا حسین، یا حسین، یا حسین آن قدر فریاد «هل من ناصرینصرنی »ات نافذ بود و آن چنان تنهایی ات سر آن تفتیده دشت برهوت دامان را به آتش کشید که اکنون در لبیک به تو ای وارث رسولان همه سختی ها را با لذت ایثار بر دوش خواهیم کشید.

شهید مجتبی طبرانی

خاطره
ناهار خونه پدرش بودیم . همه دور تا دور سفره نشسته بودم و مشغول غذا خوردن. رفتم تا از آشپزخونه چیزی برای سفره بیارم. چند دقیقه طول کشید. تا برگشتم نگاه کردم دیدم آقا مهدی دست به غذا نزده تا من برگردم و با هم شروع کنیم . این قدر کارش برام زیبا بود که تا الان تو ذهنم مونده.
شهید مهدی زین الدین

منبع : یادگاران ص 19
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
منتخب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
سایت های مراجع تقلید
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی
Online User 

کد گرد شدن دو گوشه عکس

دعای فرج
موضوعات

مراتب معرفت به امام عصر (عج)

مراتب معرفت به امام عصر (عج)

مراتب معرفت به امام عصر (عج)

از آنجا كه در مقاله قبلی اهمیت معرفت امام را دریافتیم ، خوب است ابعاد و شیوه های ادراك آن را بشناسیم .

به طور كلی در برخورد با مسائل مجهول غالباً به دو صورت و در دو مرتبه شناخت و آگاهی پیدا می‌كنیم . آگاهی اجمالی و درك تفصیلی . وقتی چیزی كه معلوم ما و مورد درك ما واقع می شود یك جسم یا شخص باشد ، این دو مرتبه به دو صورت معرفت به اسم و معرفت به صفات مطرح می‌شوند .

6.jpg

معرفت به اسم

فرض كنید هنگامی كه به دنبال پزشكی حاذق برای درمان بیماریمان می‌گردیم ، با نام یك پزشك برخورد می‌كنیم . این اولین قدم است ، وقتی از نام پدر و مادر او آگاهی پیدا می‌كنیم یا بدانیم كه او از اقوام یا آشنایان ماست ، شناخت ما نسبت به « اسم لفظی » او كامل می‌شود . در قدم بعد وقتی با این پزشك برخورد می‌كنیم : نوع صدا ، قیافه ، خصوصیات ظاهری و ویژگی‌های پدیدار او را درك خواهیم كرد . به این ترتیب ، اگر در جمعی نا آشنا قرار گیریم ، میتوانیم او را از طریق نام و مشخصات شناسنامه‌ای و یا از روی شكل و صورت ظاهری شناسایی كنیم و به این ترتیب بین او و دیگران تمایز ایجاد كنیم . البته این حد از معرفت ، سطحی‌ترین رتبه‌ی شناخت ما نسبت به آن پزشك است و تا اینجا صرفاً شناختی سطحی و اجمالی نسبت به او یافته‌ایم .

معرفت به وصف

اما وقتی كمالات باطنی پزشك را می‌شناسیم و می‌فهمیم كه او فردی حاذق ،‌مومن و متخصص است ، یا هنگامی كه نوع تخصص او را تشخیص می‌دهیم ، معرفت گسترده‌تر و عمیق‌تری را به كف آورده‌ایم .

در همین مرتبه ( معرفت به صفت ) نیز به سه گونه می‌توانیم نسبت به آن پزشك شناخت داشته باشیم . یك زمان هست كه می‌شنویم افراد بسیاری بیمار او بوده‌اند و او با تخصص خود به گونه‌ای آنان را هدایت كرده كه از رنج نجات یافته‌اند .در این مرحله صرفاً وصف مهارت او را می‌شنویم . در مرتبه‌ی بعد و به صورت عمیقتر با یكی از نزدیكان و آشنایان مواجه می‌شویم كه با مراجعه به آن پزشك ، به شفا دست پیدا كرده است . در این مرتبه به گونه‌ای ژرف‌تر با وصف این پزشك مواجه می‌شویم . اما عمیق‌ترین مرتبه در برخورد ما با او این است كه خودمان ،‌در حالیكه به آن بیماری سخت و لاعلاج مبتلا هستیم، به او رجوع كنیم و با طی دوره‌ی درمانی ، دردمان تسكین یابد و به سلامت برسیم .

به این ترتیب در معرفت ما به وصف آن پزشك سه گونه برخورد مطرح شده كه مرحله به مرحله عمیق‌تر ، آشكارتر و جزئی‌تر می‌شوند. تا جایی كه در مرحله‌ی سوم كاملاً وصف مهارت وتخصص آن پزشكی برای ما جا می‌افتد ، یا به اصطلاح وجدائی ما می شود .

17.jpg



اگر برگردم

سال 65 در 'گیلان غرب، جبهه تاجیك' بودم. پیرمردى بود با حدود 65 سال سن. وقتى به او مى گفتیم حالا وقت استراحت شماست لااقل چند روز بروید مرخصى مى گفت: اگر برگردم مى ترسم قبولم نكنند. چیزى نگذشت كه نامه اى از خانواده اش به دستش رسید كه پسرش سخت مریض است و در بیمارستان بسترى. با اصرار برادران یك هفته مرخصى گرفت و رفت اما بعد از 24 ساعت آمد. گفت: به برادرزنم سپرده ام به كارش رسیدگى كند. بعدها در سنگر كمین در كنار خودم تیر مستقیم خورد و به شهادت رسید.

565.jpg 

برای شما اذان می گویم

سال 65 وقتى به جبهه مى رفتیم، در آن لحظات آخر یكى از برادران كم سن و سال را از صف بیرون كشیدند و او را از پادگان آموزشى به شهر بردند. از مركز آموزش تا شهر شش كیلومتر راه بود. او دوباره با پاى پیاده برگشت و به پادگان آمد و دست به دامن مسئولین شد. این دفعه در پاسخ آنها كه مى گفتند آخر تو خیلى كوچكى، چه كارى از دستت بر مى آید، مى گفت: من برایتان اذان مى گویم. براى بچه ها سرود مى خوانم. سرانجام با اصرار زیاد موفق شد و به منطقه آمد. بعد از سه ماه تسویه گرفتیم ولى او ماند و به مرخصى نیامد. مى گفت: من بیایم مسلما دیگر نمى گذارند برگردم. مدت یك سال منطقه بود تا سال 66 كه به درجه رفیع شهادت رسید.

 
نام :حسین
نام خانوادگى :زارعى‌فرد
نام پدر :محمدعلى
تاریخ‌تولد :01/08/1346
ش.ش :1071
محل‌صدورشناسنامه :فیروزاباد
تاریخ شهادت :22/01/62 
نوع حادثه :حوادث‌مربوط به‌جنگ‌تحمیلى
شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسط دشمن‌درجبهه
استان :بنیادشهیداستان‌فارس
شهر :اداره‌بنیادشهیدفیروزآباد

وصیت‌نامه : 
پیكار كنید براى احراض حق و بگذارید به جاى ذلت و ننگ دامن و كفن شما اغشته به خون بدنتان باشد على (ع ) درود به رهبر كبیر انقلاب اسلامى و تمامى شهیدان به خون خفته و پدرانى كه جوانان ناكام خود را به جبهه هاى حق علیه مى فرستند و زیرشهادت نامه انها امضا مى كنند وصیت نامه خود را آغاز مى كنم.
آرى آفتاب چه زود غروب مى كند آنگاه خدا خواهد كه انسانى دنیا را وداع گوید اما چه زیباست كه این تقدیر به لطافت قلب مادرى باشد كه فرزند دلبندش را در آغوش گیردو این كار میسر نباشد مگر با شهادت در راه خدا و 
مكتب و وطن و...
اینك كه با یاد خدا به جبهه مى روم نه براى انتقام از دشمنان است بلكه تنها هدفم از این كار احیاء دینم و و تداوم انقلابم مى باشد و براى رسیدن به این هدف پاى در چكمه مى كنم و خدا رابه یارى مى طلبم زیرا كه هدفم خدا و مكتبم اسلام و مرادم روح الله است ارى مى روم تا به نداى هل من ناصر ینصرنى امام شهیدمان حسین (ع ) پاسخ مثبت دهم و مى روم تا به گفته اماممان خمینى بت شكن یا كشته شوم و یا بكشم چون دردو حال پیروزم مادرعزیزم من خود آزادانه شهادت را انتخاب كردم و منتظر شهادت بودم كه به ان رسیدم .
مادرم خواهشى كه از تو دارم این است كه مبادا برمرگ من بگریى زیرا امام بزرگوارمان در سوگ فرزندش اشك نریخت چون مى دانست كه رضاى خدا در این امر مى باشد و همچنین گریه شما باعث خوشحالى دشمنان انقلابمان خواهدشد و به ما نگوئید جوان ناكام زیرا مادر این دنیا كام داشتیم و كاممان شهادت بود كه به آن رسیدیم.
مادرم وقتى من شهید شدم بر سر خانه مان علم سبز سوار كن و شما اى خواهران عزیزم از شما مى خواهم كه همچون تمامى خانواده شهدا از همه گذشته همچون‌زینب با خطبه خود مشت محكمى بر دهان یاوه گویان و منافقین بزنید و برادر عزیزم راه خدا بهترین و برترین راههاست پوینده و كوشنده این راه باش و همیشه توكل برخدا كن و در اخر از امت شهید پرور مى خواهم كه وحدت خود را حفظ كنند . والسلام به امید پیروزى لشكر اسلام بركفر .
منبع: اطلاع رسانی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران

نام : محمود
نام خانوادگی : قاسمی
نام پدر : علی
شماره شناسنامه : 372
نوع حادثه :حوادث‌مربوط به‌جنگ‌تحمیلى 
شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسط دشمن‌درجبهه 
بنیاد استان : اداره كل جنوب غرب(استان تهران)
بنیاد شهر : منطقه6
منبع: اطلاع رسانی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران

نام : حمید
نام خانوادگی : شاهید
نام پدر : مهدی
شماره شناسنامه : 270
نوع حادثه :حوادث‌مربوط به‌جنگ‌تحمیلى 
شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگیرى مستقیم بادشمن-توسط دشمن‌درجبهه
بنیاد استان : خراسان رضوی
بنیاد شهر : مشهد
منبع: اطلاع رسانی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران


وصیت نامه پاسدار شهید حسن فلاح نژاد: 
با درود فراوان به رهبر كبیر انقلاب اسلامی امام خمینى در این برهه از زمان كه انقلاب اسلامی‌به رهبرى مائد اعظم و مجاهد نستوه ,امام امت خمینى كبیر میرود كه اسلام راستین علوى ,كاخ ظلم ستمگران و مستكبرین تاریخ و عصر را در هم كوبد و مسلمین ومستضعفین به حق خودشان برسند جنگ تحمیلى شروع شده است و بر همه مسلمین واجب است كه به تكلیف شرعى خود كه همان جهاد فى سبیل الله است عمل نمایند و من به عنوان یك فرد مسلمان واجب دانستم كه به جبهه حق و باطل رفته تا با كفار و ستمگران بجنگم و پوزه ستمگران را در هم كوبم و به نداى حق گونه حسین زمان ,خمینى بت شكن لبیك گفته و به جنگ بروم و با كفار بجنگم و آرزو دارم كه انشاء الله پیروز شویم و راه كربلا را باز كنیم و با تمام رزمندگان مسلمان به امامت خمینى كبیر در كربلا نماز جماعت را اقامه كنیم و اگر شهادت نصیبم شد آرزوى دیرین من است كه در راه حق و دین از جان و مال خود بگذریم و چون جان در مقابل اسلام ,بر كسى ارزشى ندارد و از تمام دوستان و برادران تقاضاى حلیت دارم و وصیت میكنم كه گوش بفرمان روح الله باشند و خط امام را دنبال كنند و هیچ وقت به دشمنان دین اسلام فرصت ندهند و خواستارم كه پس از شهادتم خانواده ام اصلا ناراحت نشوند و گریه و زارى نكنند و اگر در روز جمعه شهید شدم قبل از دفن این اعمال را انجام دهند :
1-دعاى ندبه بخوانند .
2-نام مبارك امام زمان را چند بار ذكر كنند .
3-با لباس سیاه دفن كنند و اگر در روز جمعه نشد جسدم را در سردخانه نگه داشته در روز جمعه دفن كنید و از خداوند متعال میخواهم كه از گناهان ما بگذرد. والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته 
روحش شاد و راهش پر رهرو باد 
منبع: اطلاع رسانی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران

وصیت‌نامه :
بسم الله الرحمن الرحیم
این وصیت نامه ها انسان را مى لرزاند و بیدار مى كند.(امام خمینى)
وصیت نامه خودم را با خط سرخ شهادت مى نویسم و از خواننده و شنونده این وصیت نامه امیدوارم كه فاتحه به روح بخوانند . اول سلام و درود بى پایان بر مهدى موعود و سلام و درود فراوان بر نایب بر حق حضرت مهدى حضرت امام خمینى سلام بر شهداى گلگون كفن از صدر اسلام تا حال بر پدران و مادران و خانواده محترم شهدا و با آرزوى صبر براى آنها، سلام بر رزمندگان جبهه هاى حق علیه باطل و سلام و درود بى پایان بر روحانیت مبارز. وصیت من به ملت شریف ایران امیدوارم كه خدا به شما ملت توفیق بدهد كه بیشتر از این در راه آرمان الهى و در راه شكوفا كردن هر چه بیشتر جمهورى اسلامى كوشا باشید و نیز یار محبوب امام باشیدو امام را تنها نگذارید .ودربرابر حوادث دنیوى استقامت بورزید وضد انقلاب را سركوب نمایید ونگذارید به حیثیت جمهورى اسلامى لطمه بزند اگر چه هیچ قدرتى نمیتواند در مقابل اسلام بایستد و مقاومت كند و نیز دست از دعا بر ندارید كه پیروزى اسلام به دعاها و نماز شبها بستگى دارد دعا به اسلام ورهبران را فراموش نكنید و نیز همچون على (ع)تقوا را پیشه خود سازید و از خدا بخواهید پیروزى اسلام، مستضعفین را و در نیمه هاى شب صداى یابن الحسن عج فراموش نكنید و از مادیات و مال دنیا چشم بپوشید ومال خود را در راه خدا انفاق كنید كه خداوند در قرآن فرموده است ما از مومنان جانها و اموالشان را خریدارى مى كنیم و به جاى آن بهشت برین به آنها میدهم سوره توبه آیه 111 ـ 112.
از روحانیت پشتیبانى كنید در برابر دشمن همچون كوه و استوار باشید اصلا ترس به دل راه ندهد در برابر دشمن همچون كوه استوار باشید اى مومنان اصلا ترس به دل راه ندهید و از مرگ در راه خدا نترسید چون مرگ ارمغان یك مومن است. مرگ با عزت بهتر است از زندگى ذلت بار و ابا عبدالله فرمودند جنگ میكنیم شهید میشویم ولى تن به ذلت نمى دهم پس ما هم باید از این كلام گوهر بار حسین (ع) اطاعت كنیم یا حسین زهرا اگر آن روز نبودیم كه به نداى هل من ناصر ینصرنى تو لبیك گویم ولى الآن ببین كه چگونه این فرزندان پاك روح الله به نداى فرزندت خمینى كبیر لبیك مى گویند و عا شقانه در راه اسلام جان میدهند.
امیدوارم كه این خدمت ناقابل را هم از من قبول كنى ولى به خدا قسم اگر هفتاد مرتبه مرا بسوزانند و خاكستر بدنم را باد بدهند و دوباره به هم ملحق شود و جان بگیرم دست از تو و فرزندت روح الله بر نخواهم داشت به خدا دلم براى كربلاى خونین و براى حرم شش گوشه‌ات تنگ شده نظر لطف عنایت بفرما. حسین جان من رو سیاهم تو رو سفیدم كن در خانه خدا شرافتمندترین مرگها شهادت است من هم آنقدر باكفار مى جنگم تا به شهادت برسم وصیتم به پدر و مادر عزیزم كه اى پدر و مادر گرامى مبادا در شهادت من گریه سر دهید صبر و استقامت كنید شما باید فخر كنید كه چنین فرزندى داشته‌اید و در راه خدا داده‌اید اگر خواستید یك وقت گریه كنید براى غریبى حسین (ع) گریه كنید و اهل بیت معصوم حسین (ع) كه اسیر یزیدیان شدند.
به یاد على اكبر حسین گریه كنید نه براى من خاك كف پاى على اكبر و على اصغر هم نمى شوم جانم را فدایش مى كنم شما هم براى شهادت او گریه كنید وبرایم نمازبخوانیدوروزه بگیرید ومن مى خواهم مثل امام حسین غریب باشم مرا در یك گوشه خلوتى به خاك بسپارید برادرانم انشاء الله خدا شما توفیق دهد اسلحه را بردارید.
منبع: اطلاع رسانی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران

نگاه مقدس

بیاد شهید محمد والى

هواى جبهه را پیش از این، دو بار تنفس كرده بود؛ این بار سوم و آخرى بود كه قصد رفتن داشت. توى اتاق با خدایش خلوت كرده و سر بر آستان نماز نهاده بود. زمزمه‏هایش را مى‏شنیدم. سفره كه پهن شد، به جمع خانواده پیوست. ناهارش را كه خورد، دوباره به اتاقش رفت. لحظاتى گذشت به سراغش رفتم. در گوشه‏ى اتاق دراز كشیده بود. حال دیگرى داشت. نگاهش در زوایاى اتاق مى‏چرخید. اشك در چشمانش حلقه زده بود؛ ولى از من پنهان مى‏كرد.


 374.jpg

 

 

درد دل با امام زمان(2)

سلام آقا جان

  

دوباره اومدم

  

دوباره با هزار جور شرمندگی اومدم

  

دوباره خسته شدم از گناه

  


درددل با امام زمان
ای که فصل آمدنت ، زیباترین فصل زندگانی است وحضورت، گویاترین پیام آشنایی. 
ای که باب خدایی و واسطه فیض ، دریای رحمتی و بی کران مهر.
مارا دریاب!
ما را دریاب که خوب می دانیم این ماییم که در غفلت به سر  می بریم،در غیبت از خود و مولای
 عشق وشما حاضر ترین حاضرانید.
این ماییم که پرده غفلت و زنگار عصیان ، چون خاری در چشمانمان غلتیده و مانع دیدار یارمان 
گشته است.
این ماییم که معرفت شما را کسب نکرده وبدون شناخت ، بانگ عاشقی ویاری سر می دهیم 
غافل از اینکه معرفت شما الفبای عاشقی است وبدون این مهم پا نهادن در میدان عشق ورزی 
کاری بس بیهوده است.این ماییم که شما را در پس پرده غیبت به انتظار نهاده ایم.
آری !منتظر واقعی شمایید که در انتظار ظهور ما از غفلت  وخودیت واز سر در گمی  وحیرت
 نشسته اید.این، ماییم که چونان فرزندانی ناسپاس ،یادی از پدر سفر کرده مان نمی کنیم، 
پدری مهربان که از اعمال ورفتار نابخردانه فرزندانش چشمانش به اشک می نشیند ودل رووف 
وپر عطوفتش از بی مهری ما طوفانی می شود.این ماییم که معنی عدالت را به درستی نمی دانیم ومدینه فاضله ی مهدی را باورنداریم و آن دولت کریمه که عدالت را با تمامی معانیش محقق می سازد ، به خاطر نداریم. آری، اگر به یقین آرمان شهر مهدوی را می شناختیم وباورش می کردیم،آنگاه مضطر واقعی می شدیم و بی تابانه مشتاق آمدنش می بودیم وبرای تحقق آرمانش مهیا می شدیم.
این، مائیم که شما را تنها در دعاهای ندبه و فرج و در آدینه ها که دلهایمان غرق دلتنگی است،
 یاد می کنیم ودر عرصه های دیگر زندگی ، در کار و ازدواج و تحصیل و هزاران هزار لحظه 
دیگر بدست فراموشی سپرده ایم.



شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات