پلاک چهارده

دل برای دیدنت هلاک شد نیامدی

هرچه سینه بود چاک چاک شد نیامدی

چشم های خیس آرزو نشست درکفن

دست های ندبه زیر خاک شد نیامدی

اجتماع ابرهای آه،بسته راه را 

اشک وشعله وجه اشتراک شد،نیامدی

جاده ها به جمکران رسید وکوچه ی امید

روی خانه چهارده پلاک شد نیامدی

صفر وبی نهایت آنقدر به جای هم نشست

که مساوی ازحساب پاک شد،نیامدی

روز ها به دیدن تو جمعه شد،ولی

جمعه هم رسید ودردناک شد،نیامدی

منبع:کتاب برکرانه صبح