مگر می شود نیایی؟!

دلم شور می زد مبادا نیایی

مگرشب سحر می شود تا نیایی؟

مگر می شود من درآتش بسوزم

تو اما برای تماشا نیایی

توافتاده تر هستی از این که یک شب

به میقات این بی سرو پا نیایی

دروغ است!این برنمی آید ازتو

بیایی وتا کلبه ی ما نیایی

بگو خواهیی آمد که امکان ندارد

بگویی که می آیم اما نیایی

گذشته است هرچند امروز وامشب

دلیلی ندارد که فردا نیایی

چه خو آمدی ای بهارصداقت

دلم شور می زد مبادا نیایی

منبع: کتاب درکرانه صبح