سال 58 تصمیم به عقد رسمی گرفتیم.مادرم مهر را بالا گرفته بود تا حداقل یك چیز از این ازدواج از دیدید انها غیر معمول بود شبیه بقیه مردم شود! اگر چه هیچ كداممان موافق نبودیم ولی اسماعیل گفت:تا اینجا به اندازه كافی دل مادرت را شكسته ایم! برای من چه فرقی دارد من چه زیاد چه كمش را ندارم!راستی نكند یك بار مهریه ات را بخواهی و شرمنده ام كنی! من هم كه نمیخواستم به مادرم بی احترامی شده باشدمهریه پیشنهادی را قبول كردم،ولی همانجا قبل از اینكه وارد سند كنند به اسماعیل بخشیدم. 
شهید اسماعیل دقایقی
منبع : نیمه پنهان ماه4،ص26 و 27

با خدا رابطه برقرار کنید که رابطه با خدا مکمل همه خوبیهاست. 
شهید غلام رضا یزدانی احد آبادی


شادی روح تمام شهدای دفاع مقدس صلوات

((اللهم صل علی محمد وآل محمد))