((در امتحاناتت رفوزه می شوی))

ازبان مرحوم اسماعیل بابایی،پدرشهید بابایی

بعدازظهر یکی ازظهر های پاییزی،که تازه چندماهی ازشروع اولین سال تحصیلی ابتدایی عباس می گذشت،اورا به محل کارم که دربهداری شهرستان قزوین برده بودم.دراتاق کارم به عباس گفتم:

پسرم پشت این میز بنشین ومشق هایت را بنویس.

سپس جهت تحویل دارو به انبار رفتم وپس از دریافت وبسته بندی،انها را برای جداکردن ونوشتن شماره به اتاق کارم آوردم.روی میز به دنبال مداد می گشتم.دیدم عباس بامداد من مشغول نوشتن مشق است.پرسیدم:

عباس!مداد خودت کجاست؟!

گفت:

درخانه جا گذاشتم.

به او گفتم:

پسرم!این مداد ازاموال اداری است وبااین بایدفقط کارهای اداری انجام داد.اگر مشق هایت راباآن بنویسی،ممکن است درآخر سال رفوزه شوی.

اوچیزی نگفن:چند دقیقه بعد دیدم بی درنگ مشق خود را خط می زد ومداد رابه من برگرداند.