مراتب بیعت :

بیعت سه گونه تحقق می‌پذیرد : بیعت قلبی ، زبانی و ظاهری .

 

بیعت قلبی ، شرط اصلی

 مرحوم صاحب مكیال بیعت قلبی را چنین معنا می كنند:

« تصمیم قلبی محكم و ثابت بر اطاعت امام و یاری او با نثار جان ومال .»(1)

وقتی به ولایت امام معترف و معتقد باشیم ، طبیعتاً پذیرفته‌ایم كه او از ما به ما سزاوارتر باشد . او را صاحب ومالك اصلی دارایی خود دانسته‌ایم و آنچه در دست داریم را فضل او و امانت او می‌دانیم . اینگونه علاوه بر اینكه گوش به فرمان او و دست به خدمت او و پیگیر دستور اوییم ، آنچه داریم در راه او صرف می‌كنیم . اگر امام یار بخواهد ،‌ما جان نثاریم و اگر از مالمان طلب كند ، به پایش می‌ریزیم . اگر این آمادگی و عزم قلبی در ما ایجاد شده باشد ، یقیناً با قلب خویش این بیعت را انجام داده‌ایم . اینگونه بیعتی ، شرط اساسی و پایه‌ای عهد و میثاق است و اگر اینگونه عهد سپاری و پیمان‌بندی در روح و قلب ما شكل بگیرد ، ركن اصلی بیعت را به دست آورده‌ایم.

 

 

 


بیعت زبانی و ظاهری

 پس از این آمادگی روحی است كه زبان ما به اقرار این عهد می آید و این پیمان بستن را آشكارا نشان می‌دهد و ابراز می كند. همانگونه كه در اعمال روز غدیر این دعا نقل شده است:

 اللهم سمعنا و اطعنا و اجبنا داعیك بمنك ...

فإنا یا ربنا آمنا بمنك و لطفك اجبنا داعیك

واتبعنا الرسول و صدقناه و صدقنا مولی المومنین ...(2)

خدایا ! شنیدیم و اطاعت نمودیم و دعوت كننده‌ات را به فضلت اجابت كردیم ...

پس از ای پروردگار ما ! ما ایمان آوردیم و به لطف و فضل خودت دعوت كننده‌ات را اجابت كردیم و از رسول تبعیت نمودیم و او را و مولای مومنان را تصدیق كردیم .

اما اقرار به زبان و نیز بیعت ظاهری - كه همان مصافحه و دست دادن با امام است - شرط تحقق بیعت نیست ، این بیعت قلبی است كه بر همه‌ی ما واجب است و با ایمانمان پیوند دارد . چون ایمان ، همان پای بندی دل و تسلیم جان در مقابل فرمان و دستور امام می باشد . پس بیعت زبانی وظاهری ، نشانه‌ی تمامیت و بروز و ظهور بیعت است و نبود امكان این دو به خاطر نبود ما در غدیر باعث نمی گردد لزوم این پیمان بستن از ما برداشته شود و امكان آن از ما سلب گردد.

درهر روزگاری می‌توان قلباً با پیامبر و امام بیعت نمود و نیز نیكوست كه با به كارگیری دعاهای رسیده از جانب معصومین علیهم السلام این پیمان سپاری را به زبان آوریم . اگر چه از این كمال بزرگ محرومیم كه دست در دست مولایمان بگذاریم و در منظر و محضر او به او قول بندگی دهیم . به هر روی این بیعت بر گرده‌ی ماست و ما از طرف پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله از طرف خداوند مأمور به گرفتن این بیعت شدند .

 

 

 

تقیّد پیامبر صلی الله علیه و آله برگرفتن بیعت

 پس مأمورم از شما بیعت بگیرم و با شما دست بدهم بر اینكه قبول كنید آنچه از طرف خداوند عزوجل ، درباره‌ی امیرالمومین و جانشین‌های پس از او آورده‌ام – كه آنها از نسل من و اویند - امامتی است كه فقط در آنها به پا خواهد بود(3)... پس ای مردم ! باخدا ، من ، علی – امیرالمومنین - و حسن و حسین و ائمه بیعت كنید....(4)

 

ما هم بیعت كنیم ؟

وقتی یقین داریم كه مخاطب این فرمان تنها ساكنان بركه‌ی خم نیستند ، و هنگامی كه مطمئنیم برای حركت در مسیر خداشناسی و دینداری باید به این دعوت پیامبر لبیك بگوییم ، آن وقت این وظیفه بیشتر نمایان می شود . هر چند دست دادن باپیامبر در همه‌ی روزگاران مقدور نیست ، اما همه وظیفه داریم در هر زمانی بااطاعت از فرامین نبوی و علوی دست بیعت به سوی پیامبر داراز كنیم و با پذیرش ولایت خدا و اولیایش این عهد را به گردن بگیریم .

 

پی نوشتها :

(1)              مكیال المكارم ، ج 2، تكلیف 34.

(2)              بحار الانوار ، ج 98 ، ص 299.

(3)              اسرار غدیر ، ص 129و 163.

(4)              اسرار غدیر ، ص 133 و 166.