تبلیغات
وبلاگ بسج وشهدای کشور - ویژگی های پیامبران در قرآن
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
دراین وبلاگ چه مطالبی بیشتر موردنیاز شما می باشد؟؟










آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
گالری عکس دفاع مقدس


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

ساعت و اوقات شرعی
ساعت فلش مذهبی اوقات شرعی
تماس بامدیر وب
تماس با ما
ترجمه متن
قرآن آنلاین
مشاهده و دریافت کد
قاب عکس شهدا
درباره ما

این وبلاگ برای شناخت هرچه بیشتر شما عزیزان ازبسیج و شهدای دفاع مقدس در اختیارتان قرار می گردد.

مدیروبلاگ حمیدرضایی

(( سلام بر امام خمینى، اسطوره زمان كه از فیضیه برخاست و كاخ ظلم و ستم فرعونیان را لرزاند و فرو پاشاند. او از سلاله پاك رسول خدا(ص) ،از تبار ابراهیم و از خاندان پیامبران بزرگ الهى است.او از نژاد حسین (ع) ،پاسدار حریم اسلام و تجلى بارز روحانیت اسلام.))

فرازی از وصیت‌نامه
شهید اسدالله بزرگ خانقاه


بسیج لشگر مخلص خداست.
امام خمینی (ره)


کلام شهدا

یا حسین، یا حسین، یا حسین آن قدر فریاد «هل من ناصرینصرنی »ات نافذ بود و آن چنان تنهایی ات سر آن تفتیده دشت برهوت دامان را به آتش کشید که اکنون در لبیک به تو ای وارث رسولان همه سختی ها را با لذت ایثار بر دوش خواهیم کشید.

شهید مجتبی طبرانی

خاطره
ناهار خونه پدرش بودیم . همه دور تا دور سفره نشسته بودم و مشغول غذا خوردن. رفتم تا از آشپزخونه چیزی برای سفره بیارم. چند دقیقه طول کشید. تا برگشتم نگاه کردم دیدم آقا مهدی دست به غذا نزده تا من برگردم و با هم شروع کنیم . این قدر کارش برام زیبا بود که تا الان تو ذهنم مونده.
شهید مهدی زین الدین

منبع : یادگاران ص 19
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
منتخب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
سایت های مراجع تقلید
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی
Online User 

کد گرد شدن دو گوشه عکس

دعای فرج
موضوعات


ویژگی های پیامبران در قرآن
اوصاف عمومی پیامبران در قرآن 
قرآن كریم در آیات فراوانی، اوصافی برای پیامبران ذكر كرده است كه تقریباً شامل همه آنان می‌شود. در اینجا به بررسی این اوصاف می‌پردازیم. 
رسول، نبی و نذیر 
در قرآن كریم، سه صفت نبی، رسول و نذیر برای همه پیامبران ذكر شده است. البته، اوصاف دیگری نیز ذكر شده كه یا عمومیت ندارند و یا اگر عمومیت داشته باشند، به تنهایی به عنوان مشخصه انبیاء ذكر نشده‌اند؛ مثلاً، در قرآن صفت «بشیر» بر پیامبران اطلاق شده ولی هیچ‌گاه به تنهایی به كار نرفته است؛ بر خلاف صفت «نذیر» كه به تنهایی نیز ذكر شده است، حال آنكه بشیر و نذیر كه در بسیاری از آیات در كنار هم آمده‌اند. (مبشرین و منذرین، نذیراً و بشیراً) قرآن پیامبران را به عنوان «نذیر» معرفی می‌كند: 
«وَ اِنْ مِنْ اُمَّهٍ اِلّا خَلا فِیها نَذِیرٌ»[1] 
«... و هیچ امّتی نبوده مگر اینكه در آن هشدار دهنده‌ای گذشته است.»[2] 
ولی در هیچ جای قرآن سخن از «بشیر»، به تنهایی، نیست. این یك نكته روانی و تربیتی است و بر این دلالت دارد كه برای ساختن بشر و تربیت او «انذار» مهمتر از «تبشیر» است. به عبارت دیگر، عامل «ترس» در انسان مؤثرتر از عامل «امید» است. آنجا كه انسان بخواهد در زندگی‌اش تغییری ایجاد كند و از اراده خویش بگذرد و رفتار دیگری را بر اساس پیشنهاد دیگران انتخاب كند، عامل «انذار» مؤثرتر از «تبشیر» است و شاید به همین دلیل است كه قرآن ویژگی «نذیر» را به تنهایی برای پیامبران ذكر می‌كند، نه ویژگی «بشیر» را. به هر حال، در قرآن سه اسم تقریباً بر همه انبیا اطلاق شده است: نبیّ، رسول و نذیر. 
نذیر به معنی بیم دهنده و ترساننده است. هر پیامبری كه برای راهنمایی بشر و هدایت انسان‌ها مبعوث می‌شود دعوتش همراه با «انذار» است؛ مردم را از فرجام كارهای بد می‌ترساند و از عواقب اعتقادات و افكار نادرست آنان بیم می‌دهد تا از این طریق از وقوع آنها جلوگیری كند. 
رسول كسی است كه دارای رسالتی است و ازطرف كسی به سوی دیگری فرستاده می‌شود. به یقین می‌توان گفت كه بسیاری از انبیاء از طرف خدا رسالتی برای مردم داشته‌اند؛ خدا «مُرسِل» است، مردم «مُرسَل الیهم» و انبیا نیز «رسول» یا «مُرسَل». در واقع، كلمه «پیامبر» در فارسی، ترجمه «رسول» است. 
در بین این سه صفت، مفهوم نبی نیازمند توضیح بیشتری است: همانطور كه می‌دانید درباره ریشه كلمه نبی اختلافاتی هست. برخی بر این باورند كه این واژه از ماده «نبوه» به معنای «رفعت» است. و برخی می‌گویند از ماده «نباء» به معنی «خبر» اشتقاق یافته است. شاید احتمال دوم قوی‌تر باشد. هر چند همه انبیاء از لحاظ معنویت و انسانیت مقام رفیعی دارند و افراد برجسته جامعه‌اند، ولی در مقام ذكر وساطت آنان بین خدا و انسان، اشاره به رفعت آنان چندان مناسبتی ندارد. از این جهت، به احتمال قوی نبی از ماده «نبأ» است؛ یعنی، كسی كه خبرهایی دارد كه دیگران از آن بی‌اطلاعند و این اخبار ویژه، همان خبرهای غیبی است. بنابراین، می‌توانیم نبی را به معنای آگاه از غیب و كسی كه دارای خبرهای غیبی است، معنا كنیم. 
فرق رسول و نبی: 
درباره اینكه مفهوم نبوت و رسالت و نیز مصداق این دو چه نسبتی با یكدیگر دارند، بحث‌هایی شده است. البته اگر نسبت بین مفهوم نبوّت و رسالت، عموم و خصوص مطلق باشد، طبعاً مصداق آن دو نیز همان نسبت را خواهند داشت، ولی با توجه به معنای لغوی این دو، روشن می‌شود كه بین این دو مفهوم اشتراكی نیست. نبوّت چه به معنای «رفعت» و چه به معنای «با خبر بودن» باشد، به مفهوم رسالت نیست. بله، لازمه رسالت، كه داشتن پیامی است از طرف خدا، این است كه رسول از آن پیام با خبر باشد، اما در متن مفهوم رسالت، معنای نبوّت گنجانده نشده است؛ هر چند با توجه به لوازم آن می‌توان گفت مفهوم نبوّت از مفهوم رسالت ، اعم است. 
از نظر مصداق نیز ـ آن طور كه از آیات، و شاید به شكل صریح‌تری از روایات، استفاده می‌شود ـ بین نبوّت و رسالت نسبت عموم و خصوص مطلق است. ممكن است گفته شود: ادعای اعم بودن نبوّت از رسالت با ظاهر بعضی از آیات سازگار نیست. مثلاً خداوند در برخی از آیات می‌فرماید:«و ما اَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِیٍّ اِلاّ ...»[3] 
«و ما پیش از تو (نیز) هیچ رسول و پیامبری را نفرستادیم جز اینكه ...» 
در حالی كه اگر نبی اعم از رسول بود، باید می‌فرمود:«و ما ارسلنا من نبیّ» و رسول را ذكر نمی‌كرد، زیرا وقتی عام ذكر شود خاص نیز در ضمن آن هست و از این رو ذكر خاص در كنار عام، با بلاغت سازگار نیست. همچنین خداوند درباره بعضی از پیامبران می‌فرماید:«... وَ كانَ رَسُولاً نَبیَّاً»[4] «... و فرستاده‌ای پیامبر بود.» 
حال آنكه در مقام توصیف، ذكر عام بعد از خاص مطلوب نیست. مانند آنكه گفته شود:«فلان شخص اعلمِ فقهاست و فقیه نیز هست.» روشن است كه اعلم فقها بودن بیانگر معنای فقیه بودن نیز هست. اگر رسالت مستلزم نبوت باشد، ذكر «نبی» پس از آوردن «رسول» مناسبتی نخواهد داشت. 
علامه طباطبایی (ره) پاسخ این اشكال را در المیزان داده‌اند. به اعتقاد ایشان، «نبی» و «رسول» دو مفهوم متباین‌اند. هر چند رسالت مستلزم نبوّت نیز هست، ولی چنان نیست كه مفهوم نبوّت در مفهوم رسالت مندرج باشد؛ «رسول» یعنی پیك، قاصد و كسی كه واسطه است و چیزی را از كسی به دیگری می‌رساند. و «نبی» یعنی كسی كه خبرهای مهم و غیبی دارد. این دو، مفهوماً با هم فرق دارند و اگر مصداقاً یكی اخص از دیگری است معنایش این نیست كه مفهوماً جهت مشترك دارند. به دیگر سخن، عموم وخصوص به حسب مصداق است نه مفهوم. 
اما تفاوت این دو در چیست؟ پاسخ علامه آن است كه از میان انبیاء، رسول كسی است كه دارای رسالت خاصی است؛ گاه پیامبران به طور كلی به پرستش و اطاعت خدا و پیمودن راه حق ـ كه همان راه بندگی خداست ـ دعوت می‌كنند، ولی گاه پیام خاصی را از سوی خدا برای امت خویش دارند، بنابراین، به كسی كه پیام مخصوصی از طرف خداوند دارد، رسول می‌گویند و از آن جهت كه به طور كلی مردم را به راه حق فرا می‌خواند، او را نبی می‌نامند. با توجه به این دو مفهوم می‌توان جمله «كان رسولاً نبیاً» را توجیه كرد: «رسولاً»‌ یعنی رسالت خاصی برای قوم خاصی داشت و «نبیاً»‌ یعنی از اخبار غیبی آگاه بود كه در این صورت، مشكل تكرار پیش نخواهد آمد. 
آیه «ما ارسلنا من قبلك من رسول و لا نبی» نیز به این دو مقام اشاره دارد. ممكن است دو مقام در كسی جمع شود و ممكن است جمع نشود. و لذا ضرورتی ندارد كه هر رسولی، نبی نیز باشد. سخن آیه هم شامل كسانی است كه دارای مقام نبوّت نیز بوده‌اند، نیازمند دلیل دیگری است. 
توجیه بالا با مفهوم لغوی نبوّت و رسالت نیز سازگار است. البته علامه طباطبایی، به تفاوت دیگری نیز اشاره می‌كند كه بر خلاف تفاوت اول، از معنای لغوی این دو واژه قابل استفاده نیست، بلكه مأخذ آن روایات است. روایاتی هم در كافی هست كه می‌فرماید: رسول كسی بوده كه فرشته وحی را در بیداری می‌دیده و با او سخن می‌گفته است، ولی نبی كسی است كه در خواب به او وحی می‌شده است.[5] چنین فرقی، همچنان كه گفتیم، از واژه نبی و رسول استفاده نمی‌شود، بلكه یك خصوصیت خارجی است. 
جنسیت پیامبران 
یكی از مطالب عمومی دیگری كه قرآن كریم درباره پیامبران ذكر می‌كند، آن است كه همه انبیاء مرد بوده‌اند. 
«وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ اِلاّ رِجالاً نُوحی اِلَیْهِم مِنْ اَهْلِ القُری ...»[6] 
«و پیش از تو (نیز) جز مردانی از اهل شهرها را ـ كه به آنان وحی می‌كردیم ـ نفرستادیم ...» 
«وَ ما اَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ اِلاّ رِجالاً نُوحی اِلَیْهِم فَسْئَلُوا اَهْلَ الذِّكْرِ اِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»[7] 
«و پیش از تو (نیز) جز مردانی را كه به آنان وحی می‌كردیم، گسیل نداشتیم. اگر نمی‌دانید از پژوهندگان كتاب‌های آسمانی بپرسید.» 
«وَ ما اَرْسَلْنا قَبْلِكَ اِلاّ رِجالاً نُوحی اِلَیْهِمْ ... »[8] 
«و پیش از تو (نیز) جز مردانی را كه به آنان وحی می‌كردیم، گسیل نداشتیم.» 
همان گونه كه ملاحظه می‌شود، ظاهر آیات یاد شده، بلكه مفاد صریح آنها، این است كه همه پیامبران مرد بوده و از میان زنان، پیامبری برانگیخته نشده است 
همزبانی با قوم خویش 
یكی دیگر از اوصاف عمومی پیامبران در قرآن آن است كه هر پیامبری به زبانِ امّت خویش مبعوث می‌شده و رسولی كه برای قوم خاصی رسالت داشته، به زبان همان قوم سخن می‌گفته است. حتی پیامبرانی كه دارای رسالت عمومی و جهانی‌اند، به زبان آن قومی كه از میان آنان برخاسته و در بین آنان می‌زیسته‌اند، تكلم می‌كردند. آیات ذیل‌‌ حكایت از همزبانی پیامبران با قوم خویش دارند: 
«فَاِنَّما یَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لَعَلَّهُم یَتَذَكَّرُونَ ...»[9] 
«در حقیقت، (قرآن) را بر زبان تو آسان گردانیدیم، امید كه پند پذیرند.» 
«نَزَلَ بِهِ الرّوحُ الاَمینُ، عَلَی قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرینَ، بِلِسانٍ عَرَبِیٍّ مُبینٍ»[10] 
«روح الامین آن را بر دلت نازل كرد، تا از (جمله) هشدار دهندگان باشی؛ به زبان عربی روشن.» 
آیه دوم بر این معنا دلالت می‌كند كه قرآن كریم به زبان عربی روشن نازل شده است.