منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
دراین وبلاگ چه مطالبی بیشتر موردنیاز شما می باشد؟؟










آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
گالری عکس دفاع مقدس


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

ساعت و اوقات شرعی
ساعت فلش مذهبی اوقات شرعی
تماس بامدیر وب
تماس با ما
ترجمه متن
قرآن آنلاین
مشاهده و دریافت کد
قاب عکس شهدا
درباره ما

این وبلاگ برای شناخت هرچه بیشتر شما عزیزان ازبسیج و شهدای دفاع مقدس در اختیارتان قرار می گردد.

مدیروبلاگ حمیدرضایی

(( سلام بر امام خمینى، اسطوره زمان كه از فیضیه برخاست و كاخ ظلم و ستم فرعونیان را لرزاند و فرو پاشاند. او از سلاله پاك رسول خدا(ص) ،از تبار ابراهیم و از خاندان پیامبران بزرگ الهى است.او از نژاد حسین (ع) ،پاسدار حریم اسلام و تجلى بارز روحانیت اسلام.))

فرازی از وصیت‌نامه
شهید اسدالله بزرگ خانقاه


بسیج لشگر مخلص خداست.
امام خمینی (ره)


کلام شهدا

یا حسین، یا حسین، یا حسین آن قدر فریاد «هل من ناصرینصرنی »ات نافذ بود و آن چنان تنهایی ات سر آن تفتیده دشت برهوت دامان را به آتش کشید که اکنون در لبیک به تو ای وارث رسولان همه سختی ها را با لذت ایثار بر دوش خواهیم کشید.

شهید مجتبی طبرانی

خاطره
ناهار خونه پدرش بودیم . همه دور تا دور سفره نشسته بودم و مشغول غذا خوردن. رفتم تا از آشپزخونه چیزی برای سفره بیارم. چند دقیقه طول کشید. تا برگشتم نگاه کردم دیدم آقا مهدی دست به غذا نزده تا من برگردم و با هم شروع کنیم . این قدر کارش برام زیبا بود که تا الان تو ذهنم مونده.
شهید مهدی زین الدین

منبع : یادگاران ص 19
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
منتخب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
سایت های مراجع تقلید
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی
Online User 

کد گرد شدن دو گوشه عکس

دعای فرج
موضوعات



***

این خانواده یوسفان بی بدیلند

هر یک برای خویش خورشیدی جمیلند

جاری ترین رودند در رگهای دنیا

بهتر بگویم صد هزاران رود نیلند

فرقی ندارد سنشان کم یا زیاد است

کم سن و سالش عمر صد نوح و خلیلند

بر هر نخ موی علی های قبیله

صدها فرشته با وضو هر شب دخیلند

بی پرده گویم کمترین هاشان مسیحند

در معرفت استاد درس جبرئیلند

در این میان یک تن شبیه مصطفی بود

او هم علی خانه ی ارباب ما بود

امشب زمین را عرش اعلی کردی اکبر

با مقدمت یکباره غوغا کردی اکبر

لبخند تو در سینه ها قند آب کرده

با خنده لب ها را زهم وا کردی اکبر

از بس که مثل مصطفی جذاب هستی

در هر دلی خود را عجب جا کردی اکبر

وقتی که چشم خویش را از هم گشودی

اول تو سقا را تماشا کردی اکبر

تو آمدی و پادشاه کربلا را

با مقدمت امروز بابا کردی اکبر

زیباترین نام جهان را بر تو بگذاشت

بعد از تو این دنیا دوباره یک علی داشت

امشب همه بر پای تو سر میگذارند

در باطنت خلق پیمبر می گذارند

امشب به یمن مقدم پاک تو آقا

در سفره ی عشاق کوثر می گذارند

از بس که تو والا مقامی و بزرگی

بر نام تو پسوند اکبر می گذارند

بر کاسه ی اسپند خورشیدی عمه

اسپند نه ! هر لحظه اختر می گذاردند

وقتی در آغوش ابالفضلی نملائک

بر پایتان از شوق شه پر می گذارند

بعد از تو آقا بر صف زیبا جمالان

بیچاره یوسف را در آخر می گذارند

ای شاه زاده شاه را بی تاب کردی

خورشید را هم از خجالت آب کردی

با دیدنت خون خدا لبخند میزد

هر لحظه بوسه بر رخ فرزند میزد

وقتی که جبرائیل لبهای تو را دید

با شهد لبهای تو زین پس قند می زد

تا ریشه هایت را در عالم دید ارباب

این ریشه ها را با علی پیوند میزد

می خواست تا پیروز میدان باشد عباس

نام تو را در صفحه ی سربند می زد

وقتی که خاک زیر پایت را زمین دید

قید تمام عرش را سوگند، می زد

خورشید از دامان لیلا سر زد امروز

پیغمبر و حیدر به دنیا آمد امروز

آئینه ی پیغمبر اکرم تو هستی
هر کس نداند من که میدانم تو هستی

ساقی کوثر حضرت مولاست اما

از روز اول ساقی زمزم تو هستی

هم حیدر کراری و هم مصطفایی

با این وجود عشق همه عالم تو هستی

شمشیر پیغمبر علی روحش حسین است

در دست او انگشتر خاتم تو هستی

عباس در کرببلا نقش علی داشت

در این میان مولای عیسی دم تو هستی

بالای این خیمه یقین پرچم تو هستی

تو آمدی تا عشق در عالم بریزی

کرببلا را با دمت برهم بریزی

رفتی و زینب بعد تو چشمان تر داشت

دستی به پیشانی دستی بر کمر داشت

داغ تو سنگین بود که ارباب افتاد

زخم عمیقی از غمت روی جگر داشت

رفتی و گفتی من علی عشق حسینم

این بردن نام علی خیلی خطر داشت

میخواست با مرگ تو مولا هم بمیرد

وابستگیت را به بابایت خبر داشت

فهمید که نامت علی ابن الحسین است

سنگیین ترین تیری که آورده ست برداشت

رفتی و بابای تو خیلی غصه میخورد

عمه نمی آمد یقین پیش تو می مرد


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic