تبلیغات
وبلاگ بسج وشهدای کشور - آشنایی با پیامبر
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
نظرسنجی
دراین وبلاگ چه مطالبی بیشتر موردنیاز شما می باشد؟؟










آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
گالری عکس دفاع مقدس


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


دریافت كد گالری عكس در وب

ساعت و اوقات شرعی
ساعت فلش مذهبی اوقات شرعی
تماس بامدیر وب
تماس با ما
ترجمه متن
قرآن آنلاین
مشاهده و دریافت کد
قاب عکس شهدا
درباره ما

این وبلاگ برای شناخت هرچه بیشتر شما عزیزان ازبسیج و شهدای دفاع مقدس در اختیارتان قرار می گردد.

مدیروبلاگ حمیدرضایی

(( سلام بر امام خمینى، اسطوره زمان كه از فیضیه برخاست و كاخ ظلم و ستم فرعونیان را لرزاند و فرو پاشاند. او از سلاله پاك رسول خدا(ص) ،از تبار ابراهیم و از خاندان پیامبران بزرگ الهى است.او از نژاد حسین (ع) ،پاسدار حریم اسلام و تجلى بارز روحانیت اسلام.))

فرازی از وصیت‌نامه
شهید اسدالله بزرگ خانقاه


بسیج لشگر مخلص خداست.
امام خمینی (ره)


کلام شهدا

یا حسین، یا حسین، یا حسین آن قدر فریاد «هل من ناصرینصرنی »ات نافذ بود و آن چنان تنهایی ات سر آن تفتیده دشت برهوت دامان را به آتش کشید که اکنون در لبیک به تو ای وارث رسولان همه سختی ها را با لذت ایثار بر دوش خواهیم کشید.

شهید مجتبی طبرانی

خاطره
ناهار خونه پدرش بودیم . همه دور تا دور سفره نشسته بودم و مشغول غذا خوردن. رفتم تا از آشپزخونه چیزی برای سفره بیارم. چند دقیقه طول کشید. تا برگشتم نگاه کردم دیدم آقا مهدی دست به غذا نزده تا من برگردم و با هم شروع کنیم . این قدر کارش برام زیبا بود که تا الان تو ذهنم مونده.
شهید مهدی زین الدین

منبع : یادگاران ص 19
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
منتخب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
سایت های مراجع تقلید
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی
Online User 

کد گرد شدن دو گوشه عکس

دعای فرج
موضوعات


آشنایی با پیامبر




 ویژگی‌های اخلاقی پیامبر اعظم‌


اخلا‌ق حجتی برای صدق ادعای نبوت‌
    یكی از بهترین طرق شناخت مدعیان راستین از دروغین، بررسی ویژگی‌های اخلاقی آنهاست. این ویژگی‌ها می‌تواند به عنوان نشانه‌های روشن برای نفی یا اثبات حقانیت مدعی مورد استفاده قرار گیرد. خوشبختانه سوابق زندگی و ویژگی‌های اخلاقی پیامبر اكرم(ص) - به خاطر اقامت طولانی چهل ساله قبل از نبوتش در میان مردم آن محیط - روشن است و این برجستگی‌های اخلاقی، همه به صورت طبیعی (و نه تصنعی و غیر واقعی) در او وجود داشت.
    در قرآن كریم، بارها از رسول خدا(ص) نام برده شده و مهم‌ترین ویژگی‌های اخلاقی ایشان بیان شده است. خداوند او را دارای، خلق عظیم، ، روِوف و رحیم، ، اسوه حسنه و معرفی می‌كند. 
    از عایشه همسر پیامبر(ص) درباره‌ اخلاق رسول خدا(ص) پرسش شد كه در پاسخ گفت: 
    ، انَّ النّبی كانَ خُلقُهُ القُرآن ؛ اخلاقش قرآن بود. (یعنی او قرآن مُجَسَّم بود). 
    همچنین از آنجا كه حضرت علی(ع) سی و اندی سال از عمر خود را در خدمت پیامبر اكرم(ص) گذرانده بود و از اخلاق آن حضرت دقیق‌ترین اطلاع را داشت، پس از خدای مهربان، آگاه‌ترین فرد به پیغمبر خاتم است. در حدیثی از رسول خدا(ص) آمده است:
    ، یا علیُّ! ما عَرَف‌الله الّا انا و انتَ، و ما عَرَفَنی الّا اللهُ و انتَ، و ما عَرفَكَ الّا ‌الله و انا ؛ ای علی(ع)! خدا را نشناخت مگر من و تو، و مرا نشناخت مگر خداوند و تو، و نشناخت تو را مگر خدا و من.
     در این مقاله با برخی ویژگی‌های اخلاقی پیامبر اكرم(ص) از جنبه‌های فردی، اجتماعی از نگاه قرآن و نهج‌البلاغه و با این دلیل كه چرا صفات اخلاقی پیامبر (ص) می‌تواند الگوی حسنه اخلاقی زمان ما باشد، آشنا می‌شویم. 
    ‌ویژگی‌های اخلاق فردی 
    انسان جدای از دیگران و بدون ارتباط با آنها، در وجود خود ویژگی‌ها و خلقیاتی دارد. این ویژگی‌ها در شكل‌دهی شخصیت فرد، نقش اساسی دارد و طبیعتاً بروز و ظهورش در مسائل خانوادگی و اجتماعی و سیاسی است. در ذیل به چند نمونه از خلقیات فردی پیامبر(ص) از نگاه قرآن و نهج‌البلاغه می‌پردازیم:
    توكّل 
    بشر برای موفقیت در زندگی مادی احتیاج به دو گونه اسباب دارد: یكی اسباب طبیعی و دیگری اسباب روحی. آنچه موجب تقویت روحی انسان می‌شود، توكل به خداست. این عمل سفارش قرآنی است كه خدا به همه‌ انسان‌ها و به ویژه رسول گرامی‌اش(ص) یادآوری می‌كند. خداوند در نه آیه قرآن به پیامبرش دستور می‌دهد كه در كارهایت به من توكل كن و مرا فراموش نكن و در سه آیه از زبان رسول خدا(ص) بیان شده كه: 
    ، لا الهَ اِلّا هُوَ عَلیهِ تَوَكّلتُ (توبه(9)/ 129 ؛ رعد(13)/30 ) ؛ هیچ معبودی جز او نیست، بر او توكل كردم.
    و:، ذلِكُمُ اللهُ رَبّی عَلَیهِ تَوَكّلتُ (شوری(42)/10) ؛ این است خداوند، پروردگار من، بر او توكل كردم.
    معنای توكل این نیست كه انسان از وسایل و اسباب پیروزی كه خداوند در جهان ماده در اختیار او گذاشته است، صرف‌نظر كند؛ بلكه منظور این است كه انسان در چهار دیوار عالم ماده و محدوده قدرت و توانایی خود محاسبه نشود و چشم خود را به حمایت و لطف پروردگار بدوزد. این توجه؛ آرامش و اطمینان و نیروی فوق‌العاده روحی و معنوی به انسان می‌بخشد كه در مواجهه با مشكلات اثر عظیمی خواهد داشت. و پیامبر خدا(ص) از توكّل كنندگان به درگاه خدا بود تا با كمك او به انجام مأموریت الهی‌اش بپردازد.
    صبر
    زندگی پیامبران بزرگ خدا، خصوصاً پیامبر اسلام(ص) بیانگر صبوری بی‌حد و حصر آنها در برابر حوادث سخت و توفان‌های شدید مشكلات طاقت‌فرساست و با توجه به این‌كه مسیر حق همیشه دارای این گونه مشكلات است، رهروان راه حق باید از آنها در این مسیر الهام بگیرند.
    توصیه خداوند به پیامبر(ص) در زمینه صبر به چند شكل در قرآن آمده است:
    الف) ارائه الگوهایی از صبر و پایداری پیامبران گذشته:
    ، فَاصبِر كَما صَبَرَ اُولُوا العَزمِ مِنَ الرُّسُلِ وَ لا تَستَعجِل لَّهُم (احقاف(46)/35) ؛ پس صبر كن، آن گونه كه پیامبران اولوا‌العزم صبر كردند و برای (عذاب) آنان شتاب مكن.
    ، فَاصبِر لِحُكمِ رَبِّكَ وَ لا تَكُن كَصاحِبِ الحُوتِ (قلم(68)/48)؛ منتظر فرمان پروردگارت باش، استقامت و شكیبایی كن و مانند صاحب ماهی (یونس) مباش (كه بر اثر ترك شكیبایی لازم، گرفتار آن همه مشكلات و مرارت شد).
    ، اصبِر عَلَی ما یَقُولُونَ وَ اذكُر عَبدَنَا دَاوودَ ذَا الایدِ اِنَّهُ اوَّابٌ (ص(38)/17) ؛ در برابر آنچه می‌گویند شكیبا باش و به خاطر بیاور بنده ما داوود صاحب قدرت را، كه او بسیار توبه‌كننده بود.
    ب) نهی از عجله حتی در گرفتن وحی:
    ، وَ لا تَعجَل بِالقُرآنِ مِن قَبلِ ان یُقضی الَیكَ وَحیُهُ (طه(20)/114) ؛ پس نسبت به قرآن عجله مكن، پیش از آنكه وحی آن بر تو تمام شود.
    ج) دعوت به صبر آن هم از نوع زیبایش:
    ، فَاصبِر صَبراً جَمیلاً (معارج(70)/5) ؛ پس صبر جمیل پیشه كن.
    د) دعوت به صبری كه همراه با هجران و دوری از مشركان به طرز شایسته است:
    ، وَ اصبِر عَلی ما یَقُولُونَ وَاهجُرهُم هَجراً جَمیلاً (مزمل(73)/10) ؛ و در برابر آنچه آنها (دشمنان) می‌گویند شكیبا باش و به طرز شایسته از آنها دوری نما.
    دوران 23 ساله رسالت پیامبر(ص) همه صبر بود: 13 سال صبر مكی؛ صبر بر آزارها و شكنجه‌ها و 10 سال صبر مدنی؛ صبر به جهاد و قتال. صبر مكی بر جهاد عقیدتی، اخلاقی و تربیتی استوار بود و صبر مدنی بر جهاد سیاسی، اقتصادی و نظامی.
    اسوه صبر؛ رسول حق(ص) از آن هنگام كه بار سنگین رسالت را به دوش گرفت، تا آن زمان كه به رفیق اعلی پیوست، هیچ متزلزل نشد و صبوری را پیشه خود كرد.
    تواضع‌
    با این‌كه پیامبر(ص) دارای عالی‌ترین مقام بود، از همه مردم بیشتر تواضع داشت. خداوند به این ویژگی زیبنده‌ پیامبر در قالب فرمان اشاره می‌كند: 
    ، وَ اخفِض جَناحَكَ لِمنِ اتّبَعَكَ مِنَ المُؤمِنینَ (شعراء(26)/215) ؛ و بال و پر خود را برای مؤمنان كه از تو پیروی می‌كنند، بگستر.
    در این آیه خداوند به عالی‌ترین و طبیعی‌ترین چهره تواضع كه همان شكستن، پایین انداختن و رها كردن بال یك پرنده برای تحت پوشش قرار دادن جوجه‌ها و یا به هنگام فرود آمدن باشد، اشاره می‌كند و از پیامبر(ص) می‌خواهد كه در برابر پیروانش فروتن و شكسته بال باشد و با مدارا رفتار كند كه چنین هم بود.
    امام علی(ع) تواضع نبی گرامی اسلام را چنین توضیح می‌دهد: 
    ، وَ لَقَد كانَ (ص) یأكُلُ عَلَی‌الارضِ، وَ یَجلِسُ جِلسَه‌َ العَبدِ، وَ یَخصِفُ بِیَدِهِ نَعلَهُ، وَ یَرقَعُ بِیَدِهِ ثَوبَهُ، وَ یَركَبُ الحِمارَ العارِیَ، وَ یُردِفُ خَلفَهُ ؛ پیامبر اكرم(ص) روی زمین می‌نشست و غذا می‌خورد و با تواضع همچون بردگان جلوس می‌كرد و با دست خویش كفش و لباسش را وصله می‌كرد. بر مركب برهنه‌ سوار می‌شد، حتی كسی را پشت سر خویش سوار می‌كرد.
    آن حضرت به دستور خداوند، با تواضع تمام حتی در سلام كردن بر دیگران پیشی می‌گرفت و می‌فرمود: 
    ، اَلحَمد‌ُ لله الَّذی جَعَلَ فی اُمّتی مَن امَرنی ان ابدءهُم بِالسَّلامِ ؛ سپاس خدایی را كه در امت من كسانی را قرار داده كه مرا مأمور به پیش‌دستی در سلام كردن بر آنها كرده است. 
    شجاعت 
    پیامبر اكرم(ص) در اوج قله صلابت و شجاعت قرار داشت. او در سخت‌ترین میدان‌ها حضور می‌یافت و با استواری در میدان مستقر می‌شد و بارها قهرمانان دشمن در برابر شجاعت او می‌گریختند. در جنگ احد وقتی مسلمین شكست خوردند، همه آنها جز اندكی همانند علی(ع) صحنه جنگ را ترك كرده، پا به فرار گذاشتند و برای حفظ جانشان از كوه‌ها بالا رفتند، اما پیامبر شجاعانه در میدان جنگ ایستاد و مسلمانان فراری را دعوت به بازگشت می‌كرد. این واقعه را قرآن كریم به خوبی بیان كرده است.
    امیر‌المؤمنین علی(ع) كه از شجاعان روزگار، بلكه شجاع شجاعان است، شجاعت نبی‌ گرامی اسلام(ص) را این گونه ترسیم می‌فرماید: 
    ، هرگاه جنگ، سخت و شعله‌ور می‌شد، ما به رسول خدا(ص) پناه می‌بردیم و در آن هنگام، هیچ یك از ما به دشمن نزدیك‌تر از او نبود.
    ویژگی‌های اخلاق اجتماعی 
    انسان بدون ارتباط با دیگران، بسیاری از توانایی‌هایش بروز نمی‌كند. ایجاد رابطه با دیگران نیز آداب و شرایط خودش را دارد. در گیر و دار این ارتباط‌هاست كه گوهر آدمی هویدا می‌شود و انسان اجتماعی بار می‌آید. در این قسمت به چند ویژگی اجتماعی از اخلاق پیامبر اكرم(ص) اشاره می‌شود:
    استقامت و پایداری 
    رسول اكرم(ص) در جامعه‌ای عقب افتاده و دور از عقل و دانش و در برابر مردمی لجوج و سرسخت و در میان دشمنانی انبوه و مصمم و در طریق ساختن جامعه‌ای سالم و سربلند و با ایمان و پیشتاز باید استقامت می‌كرد. فرمان این پایداری و مقاومت را خداوند برای رسولش صادر می‌كند:
    ، فَاستَقِم كَما اُمِرتَ (هود(11)/112) ؛ پس همان گونه كه فرمان یافته‌ای، استقامت كن.
    استقامت رسول خدا(ص) در زمینه‌های گوناگون؛ اما با هدف واحد اجرای احكام الهی و جلب رضایت خداوند بود. استقامت در برابر خرافه‌پرستی مردم، پایداری در برابر بت‌پرستی، استقامت در انجام رسالت الهی، استقامت در راه تبلیغ دین، مقاومت در برابر دشمنی‌ها و تحمل سختی‌ها؛ از جمله مواردی بود كه پیامبر اكرم(ص) در برابر آنها ایستاد و متحمل آزار و اذیت‌هایی شد، تا آنجا كه خود آن حضرت فرموده است: 
    ، ما اوذیَ نَبیُّ مِثلَ ما اوذیت ؛ هیچ پیامبری به اندازه‌ من مورد آزار قرار نگرفت.
    اما این سختی چون در راه انجام رسالت الهی بود، تحمّل آن هرگز بر پیامبر(ص) تلخ نبود، بلكه با كمال رضایت مشكلات را به جان می‌خرید. 
    امام علی(ع) درباره‌ پایداری و استقامت نبی گرامی اسلام(ص) در راه تبلیغ دین نیز می‌فرماید:
    ، وَ اشهَدُ انَّ مُحَمَّداً عَبدُهُ وَ رَسُولُهُ، دَعَا الَی طاعَتِهِ، وَ قاهَرَ اعداءَهُ جِهاداً عَن دِینِهِ، لایَثنِیهِ عَن ذلِكَ اِجتِماعٌ عَلی تَكذیبِهِ، وَ التِماسُ لِاطفاءِ نورِهِ ؛ گواهی می‌دهم كه محمّد(ص) بنده و فرستاده‌ اوست. انسان‌ها را به اطاعت از خداوند دعوت فرمود و با دشمنان خدا در راه دین پیكار كرد و پیروز شد و هیچ‌گاه هم‌‌آهنگی دشمنانش در تكذیب و خاموش ساختن نور او، وی را از كوشش در راه آیینش باز نداشت.
    حیاء و چشم‌پوشی 
    منظور از چشم‌پوشی، نادیده گرفتن امور ناپسندی است، كه سرشت انسان آن را نمی‌پسندد. راغب در معنای حیاء می‌نویسد: 
    ، وَ الحَیاءُ انقباضُ النفسِ عَنِ القَبائحِ وَ تَركُه؛ حیاء خودداری نفس از زشتی‌ها و ترك زشتی‌هاست. پیامبر اسلام(ص) در این راستا در درجه‌ نهایی آن بود. خداوند در قرآن در مورد حیاء و شرم پیامبر اسلام(ص) می‌فرماید:
    ، اِنَّ ذلِكم كانّ یُؤذِی النَّبِیَّ فَیَستَحی مِنكُم (احزاب(33)/53) ؛ این عمل (مزاحمت و صحبت بعد از صرف غذا در خانه پیامبر) پیامبر را آزار می‌دهد، اما او از شما شرم می‌كند.
    در شأن نزول این آیه آمده است كه: هنگامی كه رسول خدا(ص) با زینب بنت جحش ازدواج كرد، ولیمه نسبتاً مفصلی به مردم داد. پس از صرف غذا، جمعیت پراكنده شدند، اما سه نفر همچنان در اتاق پیامبر(ص) ماندند و مشغول بحث و گفتگو بودند. سخنان آنها به طول انجامید و این گونه مزاحمت برای رسول خدا(ص) ایجاد كردند. وحی نازل شد و دستورات لازم را در برخورد با مسائلی از این دست به آنها تفهیم كرد.
    در روایت آمده: از حیاء او این‌كه: به چهره‌ كسی نگاه طولانی نمی‌كرد و هرگاه در تنگنای سخن ناروا قرار می‌گرفت، با كنایه و اشاره آن را مطرح می‌كرد.
    آن حضرت سلام دادن به زنان جوان را كراهت داشت و می‌فرمود: می‌ترسم از آهنگ صدای آنها خوشم آید، آن وقت ضرر این كار از اجری كه در نظر دارم، بیشتر شود.
    دلسوزی نسبت به مردم 
    پیامبر(ص) دلسوز مردم بود. رنج‌های آنها را رنج خود می‌دانست و برای سختی‌هایی كه مردم تحمل می‌كردند، رنج می‌برد و سعی فراوان در رفع مشكلات مردم داشت. چنان نبود كه خود در خوشی و رفاه زندگی كند، در حالی كه مردم در مشكلات باشند. او واقعاً و قلباً مردم را دوست می‌داشت. حتی نسبت به دشمنانش هم مهربان بود. از درگاه خداوند برایشان عذاب طلب نمی‌كرد. قرآن درباره‌ این ویژگی پیامبر(ص) می‌فرماید: 
    ، لَقَد جاءَكُم رَسُولٌ مِن انفُسِكُم عَزیزٌ عَلَیهِ ما عَنِتُّم... (توبه(9)/128) ؛ همانا رسولی از خود شما به سویتان آمد كه رنج‌های شما بر او سخت است... 
    همچنین آیات دیگری نیز نمایشگر دلسوزی پیامبر(ص) نسبت به امت خویش است: 
    فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفسَكَ عَلی آثارِهِم ان لَم یُؤمِنوا بِهَذا الحَدیثِ اسَفاً (كهف(18)/6) ؛ گویی می‌خواهی به خاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاك كنی اگر به این گفتار ایمان نیاورند!
    شبیه این آیه در جای دیگر هم آمده است:
    لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفسَكَ الا یَكُونُوا مُؤمِنینَ (شعراء/3) ؛ گویی می‌خواهی جان خود را از شدت اندوه از دست دهی، به خاطر این‌كه آنها ایمان نمی‌آورند.
    مهر همگانی و، رحمه للعالمین بودن پیغمبر رحمت، اقتضا می‌كرد كه از رفتار كافران و گنهكاران غمگین شود و دلش به حال آنها بسوزد.
    از دیدگاه امام علی(ع)، آن وجود شریف مانند طبیبی است كه به خاطر دلسوزی فراوان، خود به سراغ بیمارش می‌رود، در حالی كه روال طبیعی این است كه بیمار هنگام احساس درد و مرض نزد پزشك می‌رود تا به مداوای او بپردازد. امام(ع) در این باره می‌فرماید: 
    طَبیبٌ دَوّارٌ بِطِبّهِ قَد احكَمَ مَراهِمَهُ وَ احمی مَوَاسِمَهُ یَضَعُ ذلِكَ حَیثُ الحاجَه‌ُ الَیهِ مِن قُلوبٍ عُمیٍ وَ آذانٍ صُمٍّ وَ السِنَه‌ٍ بِكُم مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَواضِعَ الغَفلَه‌ِ وَ مواطِنَ الحَیرَه‌ِ ؛ پیامبر(ص) طبیبی است كه برای درمان بیماران، سیّار است. مرهم‌های شفا‌بخش او آماده و ابزار داغ‌كردن زخم‌ها را گداخته. برای شفای قلب‌های كور و گوش‌های ناشنوا و زبان‌های لال و با داروی خود در پی یافتن بیماران فراموش شده و سرگردان است.
    رویگردانی از باطل 
    مسلّماً یك شخصیت اجتماعی كه در‌صدد اصلاح نابهنجاری‌های فكری، عقیدتی و فرهنگی و... جامعه است، ناروایی‌های گفتاری و رفتاری زیادی را از سوی مخالفان خود خواهد دید. اگر او بخواهد متّه به خشخاش گذاشته و به هر واكنش ناروایی پاسخ بگوید و با مخالفان بر سر هر چیزی بحث و جدل راه بیندازد، علاوه بر این‌كه یك جنگ روانی بی‌حاصل به راه خواهد افتاد كه مانع از انجام كار اصلی می‌شود، به شخصیت خود نیز لطمه وارد خواهد كرد؛ زیرا خود را در سطح آنان پایین خواهد آورد. بهتر آن است كه به حركات ناشایست مخاطبان - آنجا كه به اصول لطمه‌ای وارد نشود - بی‌اعتنا باشد و خود را به جزئیات مشغول نكند.
    در بسیاری از آیات از پیامبر(ص) خواسته شده كه از اعمال مشركان اعراض كند و نسبت به آنها واكنشی از خود نشان ندهد و چنان برخورد كند كه گویا ندیده و نشنیده و یا برای او این اعمال اصلاً مهم نیست و این چه بسا برای مخالفان كوبنده‌تر از عكس‌العمل نشان دادن است:
    1، وَ اذا رَایتَ الَّذینَ یَخُوضُونَ فِی آیاتِنا فَأعرِض عَنهُم حَتّی یَخُوضُوا فِی حَدیثٍ غَیرِهِ وَ امّا یُنسِیَنَّكَ الشَّیطَانُ فَلا تَقعُد بَعدَ الذِّكری مَعَ القَومِ الظَّالِمِینَ (انعام(6)/68) ؛ هرگاه كسانی را دیدی كه آیات ما را استهزا می‌كنند، از آنها روی بگردان تا به سخن دیگری بپردازند. و اگر شیطان از یاد تو ببرد، هرگز پس از یاد آمدن با این جمعیت ستمگر منشین.
    گاه مشركان در مسجد الحرام می‌نشستند و آیاتی از قرآن را به حالت تمسخر می‌خواندند تا پیامبر(ص) و مسلمین را بیازارند. خداوند از پیامبر(ص) می‌خواهد وقتی چنین صحنه‌ای را مشاهد كرد، خود را وارد آنها نكند و با بی‌اعتنایی از كنارشان بگذرد تا آن كه وارد موضوع‌ دیگری شوند. مشركان با این كار هم می‌خواستند پیامبر(ص) را آزار روحی بدهند و هم مانع انجام مراسم عبادی توسط آن حضرت در مسجد‌الحرام بشوند.
    2‌، خُذِ العَفوَ وَ امُر بِالعُرفِ وَ اعرِض عَنِ الجاهِلینَ (اعراف(7)/199) ؛ (به هر حال) با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذیر و به نیكی‌ها دعوت نما و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیزه مكن).
    خداوند در این آیه سه دستور‌العمل كلی به پیامبر(ص) ارائه می‌دهد:
    الف) مبنا قرار دادن عفو و بخشش در مسائل شخصی و اهل مدارا و آسان‌گیری بودن.
    ب) گرایش دادن مردم به سوی نیكی‌ها.
    ج) روی‌گردانی از بی‌خردان و جاهلان. چه اینكه ستیزه‌جویی با آنان باعث اتلاف وقت، لجاجت بیشتر و جنگ روانی و آسیب دیدن شخصیت انسان می‌شود.